تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
است ، اما چون رابطه‌اش با على بن ابى طالب عليه السّلام خوب نبود ، حاضر نشد از خون عثمان چشم بپوشد ! آيا معاويه در رستاخيز و در دادگاه عدل الهى و آنگاه كه محمد بن ابى بكر و حجر بن عدى و يارانش و هزاران مرد پاكدامن و عالى مقام و پرهيزگار گريبانش را گرفتند و از خدا دادشان را خواستند ، خواهد توانست خودش را با اين حرف پوچ تبرئه كند و نجات دهد كه رفتار و رابطه‌اش با عايشه بد نبوده است ؟ آيا اين دليل به دردش خواهد خورد ؟ من چه عرض كنم . آيا عايشه نمىتوانست بر سر معاويه داد بزند كه اگر ايمان مانع حملهء غافلگيرانه و كشتن است و چنين هم هست ، چرا مانع او نگشت و از كشتن حجر بن عدى جلوگيرى نكرد و از كشتن هزاران شخصيت اسلامى به دست او نيز ؟ چرا هيچ‌يك از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و مجاوران حرم امن خدا ، مكهء مكرمه يا مدينهء منوره از شمشير او و سربازان و سرداران تبهكار و خون آشامش در امان نماندند ؟ شايد ام المؤمنين عايشه نظر به عقيده و ايمان معاويه افكند و ديد كه ايمانى محكم و استوار نيست كه مسلمانان از دست و زبانش ايمن گردند ، و از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به صحت پيوسته كه فرمود : مسلمان كسى است كه مسلمانان از زبان و دستش به سلامت باشند و مؤمن كسى است كه مردم از جانب وى در مورد خون و جان و مالشان ايمن باشند . « 1 » 2 - عباد بن عبد اللّه بن زبير مىگويد : چون معاويه به عزم حج به اين سامان آمد و همراهش به مكه رفتيم ، براى ما نماز ظهر را دو ركعت خواند ، بعد رفت به دار الندوة ، و عثمان هنگامى كه نماز را تمام خواند ، چون به مكه مىآمد ، در آنجا نماز ظهر و عشا را چهار ركعتى مىخواند و وقتى به منى و عرفات مىرفت ، نماز را شكسته مىخواند و چون حج را به پايان مىرساند و در منى اقامت مىكرد ، نماز را تمام مىخواند تا از مكه خارج شود . وقتى معاويه نماز ظهر را با ما دو ركعتى خواند ، مروان بن حكم و عمرو بن عثمان برخاستند و پيش او رفتند و گفتند : هيچ كس به شكلى بدتر از اينكه تو كردى ، پسر
هامش
( 1 ) . اين دو حديث را بخارى و مسلم و احمد حنبل و ترمذى و نسائى و ابن حبان و طبرانى و ابن داود ثبت كرده‌اند . ر ك : فيض القدير : 1 / 270 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 506 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى