عمويت عثمان را مورد نكوهش قرار نداده است . پرسيد : چطور ؟ گفتند : مگر نمىدانى او نماز را در مكه تمام مىخواند ؟ پرسيد : واى بر شما ! مگر غير از آن است كه من انجام دادم ؟ من با پيامبر خدا و با ابو بكر و عمر ، رضى اللّه عنهما ، همينگونه نماز خواندهام .
گفتند : پسر عمويت نماز را تمام مىخواند و اينكه تو بر خلاف او عمل كنى ، نكوهش و خردهگيرى بر او خواهد بود . پس معاويه براى نماز عصر بيرون شد و آن را براى ما چهار ركعتى خواند . « 1 »
نمىدانم اشكال در اينجا بر فقه و دينشناسى معاويه وارد است يا ايراد و ترديدى در دينش كه نمازى را كه رسول خدا شكسته خوانده است و امت اسلام آن را سنت پيروى شدهاى شناختهاند و از آن جمله ابو بكر و عمر چنان عمل كردهاند ، تمام خوانده است ، حال آنكه به صحت پيوسته كه عبد اللّه از قول پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفته است : نماز در سفر دو ركعتى است ، هركه بر خلاف سنت عمل كند ، در حقيقت كافر گشته است ، اما اين مردك بر خلاف سنت و بر خلاف همه عمل مىكند و براى راضىكردن مروان بن حكم - تبعيدى پسر تبعيدى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله - و عمرو بن عثمان و به خاطر حفظ آبروى پسر عمويش عثمان - پديد آرندهء اين بدعت - دستور و سنت پيامبر گرامى را زير پا مىگذارد . اگر دينشناسى و فقه و حديث دانى اين باشد ، بايد فاتحه فقه و دينشناسى را خواند ، و اگر اين را از بىدينى كرده باشد كه حسابش پاك است . « 2 »
3 - هنائى مىگويد : با جمعى از اصحاب پيامبر خدا نزد معاويه بودم و معاويه از آنها پرسيد : شما را به خدا قسم ، آيا پيامبر خدا از پوشيدن جامهء ابريشمين نهى نفرمود ؟
گفتند : آرى . پرسيد تا رسيد به اينكه شما را به خداى متعال سوگند مىدهم ، آيا رسول خدا از جمع بين حج و عمره نهى نفرمود ؟ گفتند : اين را نه ! و به عبارتى ديگر پرسيد :
مىدانيد كه او از متعه ، يعنى متعهء حج نهى فرمود ؟ گفتند : نه . « 3 »
هامش
( 1 ) . مسند احمد : 4 / 94 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 8 / 100 - 102 ، 269 .
( 3 ) . ر ك : مسند احمد : 4 / 92 ، 95 ، 99 .