مپوشانيد ، و توجه داشته باشيد كه بهترين بندگان خدا كسانى هستند كه به آنچه مىدانند ، عمل مىكنند ، و بدترينشان نادانهايى هستند كه با نادانى به كشمكش دانايان مىروند ، زيرا دانا بوسيلهء دانشش برترى دارد و نادان با كشمكش نمودن با دانا فقط بر نادانى خويش مىافزايد . هان ! من شما را دعوت مىكنم به كتاب خدا و سنت پيامبرش و جلوگيرى از ريخته شدن خون اين امت . اگر دعوتم را پذيرفتيد به راه راست رسيدهايد و به خوشبختى خويش دست يافتهايد ، و در صورتى كه نپذيرفتيد و بر تفرقهجويى و بر هم زدن قدرت اين امت پاى فشرديد ، فقط از خدا بيشتر دور خواهيد گشت و خدا بر شما بيشتر خشم خواهد گرفت ، و السّلام . « 1 »
خوانندهء گرامى در پرتو نامههايى كه ميان امام و پيشواى عالىقدر مؤمنان و معاويهء زشتكار مبادله شده ، قطعا ملاحظه كرده است كه معاويه از تمام حرفهايى كه مىزند ، از استناد به قتل عثمان و متهمكردن اين و آن به دست داشتن در خون او و پناه دادن قاتلانش تا برسد به خونخواهى او و ديگر چيزها هدفى ندارد ، جز برهم زدن نظم عمومى جامعه و سستكردن خلافت حقهء امير المؤمنين تا زمينهء حكومت خودش فراهم آيد ، هدفى كه در راهش هرچه توانسته تلاش نموده و به هرجنايت و خيانتى دست آلوده است ، از رشوه دادن تا تهديد و قتل و غارت و تهمت و بهتان . بيعت مهاجران و انصار را بىارزش و خوار مىشمارد و آنان را كه متفقا با امام هستند مشتى خطاكار و بىمقدار قلمداد مىنمايد و مىگويد از اسلام و حق جدا گشته و به گمراهى در افتادهاند ، و قدر و مقام شامىها افزونتر از قدر و بهاى مهاجران و انصار و همهء مردم مدينه است و بيش از همهء اصحاب عادل و نيكرو و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه مقيم مدينهاند ، و حال آنكه ابن اسير آزاد شدهاى كه پدرش كسى جز يك اسير آزاد شده نبوده است ، حق دخالت در كار
هامش
( 1 ) . ر ك : الامامة و السياسة : 1 / 20 ، 71 ، 72 ، 77 ، 78 ؛ كتاب صفين 34 ، 38 ، 58 ، 59 ، 62 - 65 ؛ الكامل ، مبرد : 1 / 155 ، 157 ؛ العقد الفريد : 2 / 233 ؛ نهج البلاغة : 2 / 7 ، 8 ، 30 ، 35 ، 98 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 77 ، 136 ، 248 ، 252 و 3 / 300 ، 302 ؛ صبح الاعشى : 1 / 229 ؛ نهاية الارب :
7 / 233 . بعضى از اين نامهها به طور كامل در همين جلد آمده است .