بفريبى و آنان را با خود همدل سازى و زير فرمان خويش درآورى جز اين شعار كه :
پيشوايتان به ناحق كشته شده و ما به خونخواهى او برخاستيم ، و بر اثر آن ، عناصر نابخرد و فرومايه با اين شعار همداستان گشتهاند ، و حال آنكه ما اطلاع داريم كه تو دست از يارى عثمان كشيده و مايل بودهاى كه او به كشتن رود ، براى همين وضع كه امروز پيش آمده و براى اينكه شعار خونخواهى او را ساز كنى ، اما بدان كه بسا رياست جو و جاه طلب كه خدا با قدرتش مانع وصول او به مقصود گشته است ، و بسا آرزومند كه پيش از رسيدن به آرزو دچار مرگ و بدتر از آن شده است . به خدا قسم هيچيك از اين دو صورت برايت خوش نخواهد بود . اگر به منظورت نرسى ، وضعت از همه كس بدتر خواهد بود و در صورتى كه به مقصود برسى ، به محض رسيدن به آن ، از طرف پروردگارت مستوجب آتش دوزخ خواهى گشت . بنابراين ، از خدا بترس اى معاويه و دست از اين كار و منظور بردار و بر سر خلافت با كسى كه شايستهء آن است ، به كشمكش نپرداز .
در اين هنگام شروع به سخن كرد و از آن جمله گفت : دروغ گفتى و پستى نمودى اى بيابانگرد بىسر و پا و سبك مغز در همهء آنچه گفتى . از حضورم بيرون رويد ، زيرا ميان من و شما جز شمشير نخواهد بود . او خشمگين گشت و آن جماعت بيرون رفتند و به نزد على آمدند و جواب معاويه را به وى گزارش دادند . « 1 »
دومين هيأت
با فرا رسيدن محرم سال 37 هجرى طرفين جنگ صفين اعلام ترك مخاصمه كردند تا پايان ماه محرم مگر كار به صلح انجامد ، و در اثناى آن سفيرانى رفتوآمد كردند كه فايدهاى نبخشيد . على عليه السّلام هيأتى را فرستاد مركب از عدى بن حاتم ، يزيد بن قيس ، شبث بن ربعى ، و زياد بن حنظله . وقتى با او ملاقت كردند عدى بن حاتم شروع به سخن كرد و پس از سپاس خدا گفت :
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى : 5 / 242 ؛ الكامل ابن اثير : 3 / 122 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 256 .