گشته است ، و به مروان نگفته باشد : به خدا ميل دارم تو و اين رفيقت كه اين قدر به وضع او توجه دارى ، به پاى هركدامتان سنگ آسيايى باشد و به دريا انداخته شويد ، و به ابن عباس اخطار نكرده باشد : مبادا مردم را از اين ديكتاتور دور سازى !
و عمرو عاص نگفته باشد : مرا عمرو عاص مىگويند ، من او را در حالى كه در وادى السباع بودم ، كشتم ، وقتى تصميم گرفتم عليه او تحريك كنم ، حتى چوپانى را كه در سر كوه با گلهء خويش است ، تحريك مىكنم .
و سعد بن ابى وقاص اعتراف نكرده باشد : ما دست باز داشتيم و اگر مىخواستيم ، مىتوانستيم بلا از او بگردانيم .
و نعش عثمان سه روز در مزبل نمانده باشد و نه اينكه مهاجران و انصار و ديگر اصحاب عادل و نيك رو كوچكترين اهتمامى به دفنش نكرده باشند .
و طلحه از كفن و دفنش در گورستان مسلمانان جلوگيرى ننموده باشد و او را پس از ذلت و خوارى و تحقير در گورستان يهوديان موسوم به باغ كوكب ، دفن نكرده باشند .
و همهء آنچه در جلد نهم از زبان جمعى كثير از اصحاب پيامبر كه در ميانشان رجال برجسته و اركان فقه آن جماعت وجود دارند ، ثبت كرديم و تاريخ گوياى آن است ، به صحت نپيوسته و درست نباشد ، به هيچ وجه و نه حتى ذرهاى .
و امام وقت حق نداشته باشد آنطور كه عثمان از كيفر عبيد اللّه بن عمر كه هرمزان و جفينة دختر ابو لؤلؤة را بىهيچ جرمى كشته بود ، درگذشت ، درگذرد .
و معاويه پا از يارى عثمان بدامن در نپيچيده و در پى فرصت كشته شدنش نبوده باشد و تنى چند از برجستهترين اصحاب شهادت نداده باشند كه ريخته شدن خون عثمان به گردن معاويه است و قصاص خونش را از كسى جز وى نبايد گرفت .
و عثمان بازماندهاى جز معاويه نداشته است كه عهدهدار خونخواهى او شود .
و على بوده كه عثمان را كشته يا كشندگانش را پناه داده است .
و معاويه دور و بىخبر از آن حادثه نبوده ، بلكه شاهد و ناظر قتل عثمان بوده و قاتل او را شناخته و دانسته چه كسانى از كشتنش پاكدامن بودهاند و ادعاى معاويه تهمت و بهتان
الغدير ( فارسى ) — صفحة 437
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٤٣٧