انحصار يافته است ؟ زيرا اين انحصار دادن بر خلاف اصل مسلم و بديهى فقه اسلام است و مغاير عقل و انصاف . گرفتيم كه فتاواى شما از اصل و اساس بهره داشته باشد ، آيا رجال و شخصيتهاى خاندان پاك رسالت از آن مستثنى هستند ؟
شايد در ميان آن جماعت كسانى باشند كه در نهايت گستاخى بگويند : آرى ، على و دو فرزندش ، همان دو كه سرور جوانان بهشتىاند ، از آن احكام مستثنى هستند و دشنام دادن به آنان بر خلاف بد گفتن به ديگر اصحاب اشكالى ندارد ! چون پسر هند جگرخوار به آنان بد مىگفت و لعنتشان مىكرد و مردم را با تطميع و تهديد به آن وامىداشت و ما نمىتوانيم به ساحت پسر هند جسارت كنيم ، چون او كاتب وحى بوده است ، هرچند در دورهء چند روزهء مسلمانىاش كه با اواخر حيات پيامبر مقارن بوده ، جز چند نامه به رؤساى قبايل ننوشته باشد ، و نيز از آن جهت كه خواهرش ام حبيبه همسر پيامبر بوده ، وى دايى مؤمنان حساب مىشود ، گرچه ساير برادر زنهاى پيامبر مثل محمد بن ابى بكر را دايى مؤمنان لقب نداده باشند ، چون دوستدار على و در سپاه علوى بوده و معاويه با او جنگيده است . اين حرفهاى شبه توجيه كه از دهان پارهاى از افراد آن جماعت به در مىآيد ، لهيب كينهها و دشمنىهاى ديرينه است ، و به گفتهء قرآن : آتش كينهتوزى و بدخواهى از گفتارشان آشكار است و آنچه در درون پنهان مىكنند ، سهمناكتر است . ما آيات را براى شما بيان داشتيم ، اگر به عقل دريابيد . « 1 »
از طرف ديگر مىپرسيم : آيا آنچه به ادعاى شما سنت پيامبر مىباشد و فرمايشش كه به اصحابم دشنام ندهيد ، و هركه به اصحابم دشنام دهد ، لعنت خدا و فرشتگان و مردم همگى بر او خواهد بود ، دستورى است به نسلهاى بعدى ، و خود اصحاب و معاصران حضرتش از آن مستثنى هستند ، يا نه همانطور كه خصلت احكام اسلام است ، عمومى و جاودانى بوده كه شامل همهء افراد و همهء نسلها مىشود ؟ در حالى كه مىدانيم آن جماعت اين را دستورى به اصحاب و غير اصحاب و نسلهاى بعدى دانستهاند ، زيرا در شأن صدور آن به موجب بعضى روايات كه مسلم آنها را بهتر دانسته ، چنين آمده است :
هامش
( 1 ) . آل عمران 3 / 118 .