بر سرمان فرو ريزد . او كسى است كه مادر و دختر و چند خواهر را باهم به ازدواج خويش درمىآورد و شراب مىخورد و نماز را ترك مىكند . به خدا اگر از مردم كسى با من نبود ، باز در راه خدا بر عليه او به نيكوترين وجهى قيام و مبارزه مىكردم . « 1 » وقتى به مدينه رسيد و مردم از او پرسيدند كه او را چگونه ديدى ؟ گفت : من از نزد كسى مىآيم كه به خدا اگر همراهى جز همين فرزندانم نيابم ، با آنان عليه او جهاد خواهم كرد . « 2 »
منذر بن زبير چون به مدينه وارد شد ، گفت : يزيد به من جايزهاى به مبلغ يكصد هزار داده است و اين سبب نمىشود كه ماهيت او را به اطلاع شما نرسانم . به خدا او شراب مىخورد ، به خدا آنقدر مست مىكند كه نمازش را ترك مىنمايد . « 3 »
عتبة بن مسعود به ابن عباس گفت : با يزيد كه شراب مىخورد و با كنيزان مطرب سرگرم هوسبازى مىشود و با خونسردى و گستاخى دست به كارهاى زشت مىزند ، بيعت مىكنى ؟ گفت : دست باز دار ، مگر فراموش كردى كه چه گفتم ؟ بسيار شرابخوار و بدتر از شرابخوار خواهد آمد كه شما با شتاب با او بيعت خواهيد كرد . هان ! به خدا من شما را از آن منع مىكنم و پرهيز مىدهم ، در حالى كه مىدانم شما مرتكب خواهيد شد ، تا آنكه آن قرشى به دار آويخته را در مكه به دار آويزند ، و مقصودش عبد اللّه بن زبير بود . « 4 »
كارهاى زشت يزيد مخفيانه صورت نمىگرفت تا از كسى هرچند دور باشد ، پنهان بماند يا كسى بتواند نديده بگيرد . با اين وصف ، نزديكترين كسان ، يعنى پدرش همهء آنها را نديده و نبوده انگاشت ، و در برابر افكار عمومى و برجستهترين شخصيتهاى جامعه خواست پردهپوشى كند و بنا كرد به تعريف از فضل و كمالاتش و از سياست دانىاش ، تا سخنگوى دين و نمايندهء حق و فضيلت ، حسين بن على عليه السّلام بر دهانش كوبيد و پرده از رسوايىهاى يزيد برگرفت و عريان نمايانش ساخت . خود معاويه در نامه پسرش را
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر : 7 / 327 .
( 2 ) . تاريخ ابن عساكر : 7 / 372 ؛ الكامل ، ابن اثير : 4 / 45 ؛ الاصابة : 2 / 299 .
( 3 ) . الكامل ، ابن اثير : 4 / 45 ؛ تاريخ ابن كثير : 8 / 216 .
( 4 ) . الامامة و السياسة : 1 / 167 .