تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
از مطالعهء ماجراى آن بيعت ننگين و انحرافى روشن مىشود كه در محيطى خفقان‌آور و با تهديد و ارعاب و تطميع و رشوه و با تهمت و افترا و دروغ و حيله صورت گرفته است . معاويه براى انجام بيعت ولايتعهدى يزيد يكى را تهديد مىكند و ديگرى را به قتل مىرساند و آن يك را استاندار مىسازد و استانى را تيول و ملكش مىگرداند و زر و سيم نثار آدمهاى ضعيف النفس و فرومايه و دنياپرست مىكند ، مع ذلك كسانى هستند كه هيچ‌يك از اينها در ارادهء استوار و ايمان تزلزل ناپذيرشان اثر نمىگذارد ، اما چه فايده كه عامه پيرو اين چند تن نيستند . امام حسين عليه السّلام پيشواى هدايتگر و راهنما ، نوادهء پاك پيامبر گرامى ، و رمز شهادت و فداكارى و ستم ستيزى پيوسته در تقبيح آن كار ننگين مىكوشد و خلق را آگاه مىسازد و به مخالفت برمىانگيزد و هشدار مىدهد كه مصالح عمومى اسلام با ولايتعهدى و مخصوصا ولايتعهدى يزيد به خطر افتاده و بايد با آن مبارزه و ستيزه كرد ، و اهميتى به اين نمىدهد كه مردم سخنش را به گوش مىگيرند و اطاعت مىكنند يا نه ، او وظيفه‌اش را در اين مىبيند كه وضع و مصلحت را براى آنان روشن سازد و آنان را با وظيفه‌شان آشنا گرداند . به تهمت معاويه كه مىگويد او با ولايتعهدى يزيد موافقت نموده و بيعت كرده است اعتنايى نمىنمايد و نه به تهديدات مكرر و پياپىاش وقعى مىگذارد و نه در راه خدا سرزنش طعنه زنان را به چيزى مىشمارد و به اين رويه ادامه مىدهد تا معاويه با ننگ و گناهكارى مىميرد و به درك و اصل مىشود . حسين عليه السّلام نيز در حالى از دنيا مىرود و به رحمت خدا مىآورد كه وظيفه‌اش را بتمامى و به نيكوترين وجه به پايان برده و رمز جاودانگى و بهره‌مندى از خشنودى ايزدى گشته است . آرى ، حسين عليه السّلام در حالى به ديدار رحمت پروردگارش نايل مىآيد كه قربانى بيعت يزيد است ، همان‌گونه كه حسن مجتبى عليه السّلام قربانى گشت و او را براى تحقق بيعت پليد و شوم يزيدى زهر دادند ، براى بيعتى كه هزاران بدبختى و فلاكت براى امت اسلام به وجود آورد و باعث ويران شدن كعبه گشت و هجوم بر دار الهجره در جنگ معروف حره كه در آن دختران مهاجران و انصار به معرض بىناموسى درافتادند و باعث پيدايش سهمناك‌ترين صحنه‌هاى تاريخى ، يعنى صحنهء كربلا شد كه در آن خاندان گهربار پيامبر