تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
معاويه نامه‌هايى به عبد اللّه بن عباس ، عبد اللّه بن زبير ، عبد اللّه بن جعفر ، و حسين بن على ، رضى اللّه عنهم ، نوشت و به سعيد بن عاص دستور داد آنها را به ايشان برساند و جوابشان را ارسال دارد . به سعيد بن عاص نوشت : نامه‌ات رسيد . اطلاع حاصل شد كه مردم نسبت به بيعت بىاعتنايى نشان مىدهند ، مخصوصا بنى هاشم ، و نيز نظر عبد اللّه بن زبير را دانستم . به رؤساى آنان نامه‌هايى نوشته‌ام ، آنها را به ايشان برسان و جوانشان را بگير و برايم بفرست تا بررسى كرده تصميم بگيرم . اراده‌ات را محكم كن و قدرت نشان بده و نيت خويش را خوب كن و ملايمت و نرمى پيشه ساز و از اينكه شكاف و بلوا به وجود آورى ، برحذر باش ، زيرا ملايمت و نرمش از خردمندى و رشد عقل است و ايجاد اختلاف و بلوا از بىمايگى است . مخصوصا خاطر حسين را عزيز بدار و مگذار كار ناخوشايندى از تو نسبت به او سر بزند ، زيرا او خويشاوند است و حق عظيمى به گردن ما دارد كه هيچ مرد و زن مسلمانى منكرش نمىشود . او شير دليرى است و مىترسم اگر با او تبادل نظر و بحث كنى ، در برابرش تاب نياورى . اما آن‌كه با درندگان راه مىآيد و حيله و تدبير مىنمايد ، عبد اللّه بن زبير است . بنابراين ، از او به شدت برحذر باش ، مگر خدا به دادمان برسد و ما را يارى فرمايد . من هم آمدنى هستم اگر خدا بخواهد ، و السّلام . « 1 » آنان چيزى بر زبان مىآورند كه در دل ندارند . « 2 » آرى ، حسين و پدرش و برادرش از نظر خويشاوندى حق عظيمى بر گردن ديگران دارند كه هيچ مرد و زن مسلمانى منكرش نمىشود ، جز معاويه و دار و دسته و دنباله روانش كه با وجود اين اعتراف ، سر ناسازگارى با آنان پيش گرفتند و دشمنى نمودند ، و چون دنيا را به كام خويش يافتند ، آن پيوند خويشاوندى مقدس و پراهميت را محترم نداشتند و آن حق عظيم را منكر گشتند و پيوند خويشاوندى با آن بزرگواران را - اگر بتوان ميان پيشوايان امت و آزاد شدگان فتوحات اسلامى پيوندى به تصور آورد - گسستند و پاس حرمتش را نگاه نداشتند . - پيوند قوم و خويشى ميان كسانى كه وحدت اخلاقى و اشتراك در فضايل ندارند ، محال
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة : 1 / 144 - 146 . ( 2 ) . آل عمران 3 / 167 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 343 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى