تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
بيعت نمايند تا پس از وى حاكم باشد ، و تصميم اين كار را پيش‌تر و در زمان زنده بودن مغيرة بن شعبه « 1 » گرفته بود . ابن جرير طبرى از طريق شعبى چنين روايت مىكند : مغيره كه به خاطر پيرى و ناتوانىاش از استاندارى كوفه بر كنار شده بود ، نزد معاويه آمد ، و معاويه تصميم گرفت سعيد بن عاص را به استاندارى كوفه بگمارد . چون مغيره از تصميم معاويه خبردار گشت ، گويى پشيمان شده باشد نزد يزيد بن معاويه رفت و به او توصيه كرد كه از پدرش بخواهد او را وليعهد سازد . يزيد از پدرش تقاضاى وليعهدى كرد . پدرش پرسيد : چه كسى اين را به تو توصيه كرد ؟ گفت : مغيره . معاويه پيشنهاد مغيره را پسنديد و او را دوباره به استاندارى كوفه گماشت و دستور داد در اين راه بكوشد . پس مغيره براى زمينه سازى وليعهدى يزيد به كوشش برخاست . معاويه در اين خصوص كتبا با زياد مشورت كرد و زياد كه مىدانست يزيد سرگرم بازى است و دل به بازى و شكار بسته ، با وليعهدى او مخالفت نمود و عبيد بن كعب نميرى را كه دوست صميمى وى بود ، نزد معاويه فرستاد تا رأى او را بزند و منصرفش گرداند . عبيد به دمشق رفته با يزيد ملاقات كرد و از قول زياد به او گفت كه از پى ولايتعهدى برنيايد ، زيرا تركش براى او مفيدتر از آن است كه از پى آن برآيد . يزيد از شروع به كار ولايتعهدى منصرف گشت و نزد پدر رفته همداستان شدند كه فعلا از آن دست بردارند . وقتى زياد مرد ، معاويه شروع كرد به ترتيب دادن كار ولايتعهدى يزيد و تبليغات و دعوت براى بيعت‌گيرى ، و به سراسر كشور نامه نوشت كه براى ولايتعهدى يزيد بيعت بگيرند . « 2 »
هامش
( 1 ) . مغيره در سال 50 مرده است و در سال 45 نزد معاويه رفته و از استاندارى استعفا كرده بود . در همين سال است كه به اشاره و پيشنهاد مغيره فكر بيعت گرفتن براى ولايتعهدى يزيد به ذهن معاويه رسيده است . ( 2 ) . تاريخ ابن كثير : 8 / 79 .