تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
هركس در دورهء اسلام پدرى جز پدر خويش براى خويش ادعا نمايد ، بهشت بر او حرام خواهد بود . « 1 » همو در نطقى به « منى » بيان داشت : خدا كسى را كه پدرى غير از پدرش را براى خويش ادعا نمايد ، يا مولايى جز موالى خويش اعدا كند ، لعنت كرده است . فرزند متعلق به بستر است و مرد زناكار را سنگ پاداش ، و به عبارتى ديگر : فرزند متعلق به بستر است و مرد زناكار را سنگ پاداش . هان ! هركه خويش را به كسى جز پدرش منسوب سازد يا از سر بىعلاقگى به موالى خويش ، كسى جز ايشان را مولاى خويش شمارد ، لعنت خدا و فرشتگان و مردم همگى بر او خواهد بود و هيچ توبه و بهانه‌اى از او پذيرفته نخواهد شد . « 2 » هركس دانسته خويش را به كسى جز پدرش منسوب نمايد ، كافر شده باشد و هر كس شخصى را كه با او نسبت خويشاوندى ندارد ، با خويش منسوب نمايد ، از ما مسلمانان نخواهد بود . « 3 » هركس خويش را به كسى جز پدرش منسوب سازد ، بوى بهشت به مشامش نخواهد رسيد ، با اينكه بوى بهشت ، از فاصلهء زمانى هفتاد سال يا فاصلهء هفتاد سال راه ، به مشام مىرسد . « 4 » هركس خويش را به شخصى غير از پدرش منسوب نمايد در حالى كه مىداند او پدرش نيست ، بهشت بر او حرام خواهد بود . « 5 »
هامش
( 1 ) . مسند احمد : 5 / 38 ، 46 ؛ سنن بيهقى : 7 / 403 . ( 2 ) . اين حديث را بخارى و مسلم و ابوداود و ترمذى و نسائى روايت كرده‌اند . ر ك : مسند احمد : 4 / 186 ، 187 ؛ مسند ابى داود طيالسى 169 ؛ الترغيب و الترهيب : 3 / 21 . ( 3 ) . اين روايت را بخارى و مسلم ثبت كرده‌اند و بيهقى در سنن : 7 / 403 از قول آنها آورده است و ابن منذر در الترغيب و الترهيب : 3 / 21 . ( 4 ) . سنن ابن ماجة : 2 / 131 ؛ تاريخ بغداد : 2 / 347 ؛ الترغيب و الترهيب : 3 / 21 . ( 5 ) . اين حديث را بخارى و مسلم و ابو داود و ابن ماجه روايت كرده‌اند ، چنان كه در سنن بيهقى : 7 / 403 ، الترغيب و الترهيب : 3 / 21 آمده است .