تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
بىحيا و بىآبرو و آلوده به هرزشتى بوده است . در دورهء عمر هم از ترس او كمى آبروى خود را حفظ مىكرده ، اما در عين حال ، لباس ابريشمى و ديبا مىپوشيده و در جام زرين و سيمين شراب مىنوشيده و بر قاطرهايى سوار مىشده است كه جلى از ديبا داشتند و زينى زرنشان ، و در آن وقت جوان بوده و حالات نوجوانى و مستى قدرت و فرماندهى داشته است : مردم در كتاب‌هاى شرح حال ، دربارهء او نوشته‌اند كه در دورهء عثمان در شام شراب مىخورده است ، لكن در اين‌كه پس از وفات امير المؤمنين و برقرارى حكومتش شراب مىخورده يا نه اختلاف است . بعضى گفته‌اند : در پنهانى شراب مىخورده است و برخى گفته‌اند كه نمىخورده است ، لكن در اين اختلافى نيست كه گوش به آواز و موسيقى سپرده و به رقص آمده و گذشته از آن ، به آوازخوانان و مطربان انعام و اكرام نموده است . « 1 » بخوانيد و ماهيت وى را دريابيد !

13 - معاويه ، زياد را به خويش منسوب مىسازد !

در زمينهء نسبت خويشاوندى ، اينكه فرزند متعلق به بستر است و مرد زناكار را سنگ پاداش « 2 » اصلى مسلم بود و از ضروريات اسلام به شمار مىآمد و به اين فرمايش گهربار پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله عمل مىشد تا سال 44 هجرى و روز شومى كه پسر زن جگرخوار بدعت آغاز كرد و كارى بر خلاف سنت و فرمايش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و بر ضد اصل مسلم اسلامى مرتكب گشت . امت اسلامى بر اين سخنان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله متفق است كه فرمود :
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة : 4 / 60 . ( 2 ) . اين حديث از طريق ابو هريره در شش صحيح آمده است : صحيح بخارى : 2 / 199 ، زير عنوان فرائض ؛ صحيح مسلم : 1 / 471 ، و زير عنوان رضاع ؛ صحيح ترمذى : 1 / 150 و 2 / 34 ؛ سنن نسائى : 2 / 110 سنن ابى داود : 1 / 310 ؛ سنن بيهقى : 7 / 402 ، 412 . حديث شناسان نامبرده به استثناى ترمذى ، آن را از طريق عايشه نيز ثبت كرده‌اند : ر ك : نصب الراية ، زيلعى : 3 / 236 . همچنين اين روايت از طريق عمر و عثمان در سنن بيهقى : 7 / 412 ثبت شده است و از طريق عبد اللّه بن عمر . ابو داود هم در اللعان : 1 / 310 به ثبت آن پرداخته است و احمد حنبل در مسند : 1 / 104 و 2 / 409 و 5 / 326 ، از طريق ديگر .