قول ابن جرير طبرى نقل كرده است .
در تاريخ ابن كثير اين روايت از طريق صحيح از سفيان ، از حبيب ، از سعيد ، از ابن عباس آمده كه ابن عباس نام معاويه را برد و به شدت به او حمله كرد و گفت كه او شب عرفهاى لبيك اللهم لبيك گفت ، اما وقتى اطلاع يافت كه على شب عرفه لبيك مىگفته ، آن را ترك كرد . « 1 » ابن حزم در المحلى مىنويسد : معاويه از اين كار منع مىكرد . « 2 »
آن جماعت رويهء پيامبر را چنين مىدانند كه بايد تا به هنگام رمى جمره در عقبه ، به گفتن لبيك اللهم لبيك ادامه داد ؛ فقط اختلافشان در اين است كه تا ابتداى رمى جمره بايد چنين كرد يا تا انتهاى آن . اينك رواياتى كه در اين مورد دارند :
1 - فضل مىگويد : همراه پيامبر از عرفات به راه افتادم ، همچنان لبيك مىگفت تا رمى جمرهء عقبه ، و با پرتاب هرريگى تكبير مىگفت و با پرتاب آخرين ريگ به گفتن لبيك پايان داد . به عبارت ديگرى : همچنان لبيك اللهم لبيك مىگفت تا رسيد به جمره . « 3 »
2 - جابر بن عبد اللّه و اسامه و ابن عباس مىگويند : پيامبر خدا پيوسته لبيك مىگفت و تا رمى جمرهء عقبه از گفتنش دست نمىكشيد . « 4 »
3 - عبد الرحمن بن يزيد مىگويد : عبد اللّه بن مسعود لبيك گفت . به او گفتند : اين چيست ؟ و به عبارتى كه مسلم ثبت كرده ، گفتند : اين بيابانگرد است ! وى گفت : مردم مگر فراموش كردهاند يا مگر گمراه گشتهاند ؟ من از آنكه سورهء بقرة بر وى نازل گشته ، شنيدم
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن كثير : 8 / 130 .
( 2 ) . المحلى ، ابن حزم : 7 / 136 .
( 3 ) . صحيح البخارى : 3 / 109 ؛ صحيح مسلم : 4 / 71 ؛ صحيح ترمذى : 4 / 150 و مىگويد : در اين مسئله از على و ابن مسعود و ابن عباس روايت هست ؛ سنن نسائى : 5 / 268 ، 275 ، 276 ؛ سنن ابن ماجة :
2 / 244 ؛ سنن ابى داود : 1 / 287 ؛ سنن دارمى : 2 / 62 ؛ سنن بيهقى : 5 / 112 ، 119 ؛ كتاب الأم :
2 / 174 و مىگويد : ابن مسعود از پيامبر همينگونه روايت كرده است ؛ مسند احمد : 1 / 226 ، ابن خزيمه آن را ثبت كرده مىگويد : اين حديث صحيحى است كه ابهام موجود در روايات ديگر را شرح داده و بر طرف مىنمايد . ر ك : نيل الاوطار : 5 / 55 . ترمذى هم مىگويد : اصحاب دانشمند پيامبر و ديگران بدين روايت عمل كردهاند .
( 4 ) . ر ك : صحيح البخارى : 3 / 114 ؛ سنن ابن ماجة : 2 / 244 ؛ المحلى : 7 / 136 ؛ بدايع الصنايع : 2 / 156 .