تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
74 - حافظ ابن عساكر در تاريخش روايتى از طريق شعبى ثبت كرده است كه مىگويد : معاويه براى مردم نطقى كرد و گفت : اگر ابوسفيان پدر همهء مردم مىبود ، همه هوشمند و زيرك مىبودند . صعصعة بن صوحان سخنش را قطع كرد و گفت : پدر همهء مردم كسى است بهتر از ابو سفيان ، و او آدم عليه السّلام است و با اين حال ، بعضى احمق درآمده‌اند و برخى هوشمند و زيرك . معاويه گفت : سرزمين ما نزديك به محشر است . وى برخاسته گفت : محشر نه از مؤمنان دور است و نه به كافران نزديك . معاويه گفت : سرزمين ما سرزمين مقدسى است . صعصعه به او گفت : سرزمين را نه چيزى مقدس مىگرداند و نه نجس و ناپاك ، بلكه كارها هستند كه آن را پاك و مقدس مىگردانند . معاويه گفت : اى بندگان خدا ! خدا را دوست و سرپرست خويش گردانيد و خلفاى او را سپر و محافظ خويش سازيد و به وسيلهء ايشان بلا را از خويشتن بگردانيد . صعصعه گفت : چطور و چگونه ؟ در حالى كه تو سنت را تعطيل كردى و پيمان شكستى و مردم را به سرگشتگى كشاندى تا آنجا كه در تاريكى و جهل و بلاتكليفى مىلولند و بدعت‌ها از هرسو آنان را فرا گرفته و تعهدات دينى كه در برابرشان وجود دارد ، زيرا پا نهاده شده است . معاويه گفت : اى صعصعة ! اگر زبان در كام كشى ، برايت بهتر از اين است كه اظهار نظر كنى و سست عقلى خويش را ظاهر سازى . تو به اتكا و با اشاره به حسن بن على به من حمله مىكنى . اين تصميم برايم پيدا شده كه او را احضار كنم . صعصعه گفت : آرى به خدا ، تو دانسته‌اى كه آنان دوده و تبارى بزرگوارتر از همگان دارند و از همهء شما در احيا و برقرارى مقررات الهى كوشاترند و به عهد و پيمان وفادارتر . اگر او را احضار كنى ، خواهى ديد كه در انديشه و تدبير و اتخاذ تصميم بسيار دقيق و سنجيده كار است و در حكومت و فرماندهى استوار و در بخشندگى نجيب ، و با سخن آتشينش ترا مىگزد و تازيانهء حقايقى را كه ياراى انكارش را ندارى ، بر پيكرت مىكوبد . معاويه پرخاش كرد كه به خدا ترا دور و دربه‌در خواهم كرد . صعصعه گفت : به خدا زمين پهناور است و دورى تو مايهء آسايش . تهديد كرد كه