72 - وقتى حسن بن على حكومت را به معاويه واگذاشت ، خوارج گفتند : اينك وضعى پيشآمده كه جاى شك باقى نگذاشته است . بنابراين ، به طرف معاويه حركت نماييد و عليه او جهاد كنيد ، و در حالى كه فروة بن نوفل فرماندهىشان مىكرد ، به راه افتادند تا نزديك كوفه در نخيله اردو زدند . حسن بن على به عزم مدينه قبلا از كوفه به در شده بود . به همين جهت معاويه به وى نامهاى نوشته او را به جنگ فروه خواند . پيك معاويه در قادسيه يا نزديك آن به حسن بن على رسيد ، اما وى برنگشت و در جواب معاويه نوشت : هرگاه ترجيح مىدادم با كسى از مسلمانان بجنگم حتما نخست با تو مىجنگيدم ، ليكن من جنگ با تو را به خاطر مصلحت و در صلح بودن امت و جلوگيرى از خونريزى رها كردم . « 1 »
73 - اسود بن يزيد مىگويد : به عايشه گفتم : برايت شگفتآور نيست كه يكى از آزاد شدگان فتح مكه دربارهء خلافت با اصحاب پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به كشمكش برخاسته است ؟
گفت : اين تعجبى ندارد ، آن قدرت حاكمهء خداست كه به آدم نيكوكار و بدكار مىدهد ، و در تاريخ چنين اتفاقى افتاده كه فرعون چهارصد سال بر مردم مصر سلطنت كرده است ، همچنين كفارى ديگر غير از او . « 2 »
وقتى أم المؤمنين ، معاويه را به فرعون و ديگر كفار تشبيه مىنمايد و سلطنت او را از قماش سلطنت آنها مىداند ، پرده از ماهيت معاويه و سلطنتش برمىدارد ، و مسلم است كه فرمانروايى فرعون از روى هدايت و خردمندانه نيست و در رستاخيز پيشاپيش قومش مىآيد و آنها را وارد دوزخ مىكند ، و چه بد است آن كشاننده و آن كشانده شدگان كه در اين دنيا از پى لعنت و ننگ رفتند و در دورهء قيامت هم ، چه بدبختند آن ياور و آن يارى يافته !
هامش
( 1 ) . الكامل ، ابن اثير : 3 / 177 .
( 2 ) . تاريخ ابن كثير : 8 / 131 : مىگويد : اين را ابو داود طيالسى و ابن عساكر ثبت كردهاند . ملاحظه مىكنيد كه ابن كثير اين حديث را از قول ابو داود طيالسى و ابن عساكر داستان مىكند ، در حالى كه به هنگام چاپ از آن جهت كه نقد و هجومى است از طرف ام المؤمنين به معاويه ، از مسند ابو داود طيالسى و از تاريخ ابن عساكر حذف كرده و اين دو كتاب مهم را تحريف نمودهاند !