تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نشسته بودم . فرمود : از اين راه مردى در مىرسد كه به هنگام مرگ دينى غير از دينم دارد . عبد اللّه پسر عمرو عاص گويد : پدرم را گذاشتم تا لباسش را بپوشد بيمناك از اينكه او در رسد ، ناگاه معاويه در رسيد . بلاذرى مىگويد : اسحاق از قول عبد الرزاق بن همام ، از ابن طاوس ، از پدرش ، از عبد اللّه بن عمرو بن العاص همين روايت را نقل كرده است .

بررسى سند روايت

علامه ، سيد محمد مكى بن عزوز مغربى مىگويد : حديث اول ، رجال سندش همگى رجال صحيح هستند ، حتى ليث كه او از رجال مسلم محدث معروف است و او ابن ابى سليم است ، و اگرچه دربارهء او ، به خاطر اختلاف حواسى كه آخر عمرى پيدا كرده ، حرف هست ، اما ابن معين و ديگران او را ثقه و مورد اعتماد شمرده‌اند و شوكانى نيز همين نظر را داشته است . به علاوه ، توهمى كه در اين روايت وجود دارد ، به وسيلهء سند دوم كه روايت اسحاق باشد ، بر طرف مىشود ، زيرا در اين روايت مطلب را از طاوس نه ليث ، بلكه پسرش عبد اللّه نقل مىكند ، و سند اين روايت ، متين و محكم است . « 1 » 5 - در حديث مشهورى آمده است كه فرمود : معاويه در تابوتى از آتش در پايين‌ترين طبقهء دوزخ است و از آنجا فرياد مىزند : اى خداى پرمهر ، اى خداى نعمت بخش ! اينك به دادم برس كه قبلا سرپيچى نمودم و از تبهكاران بودم . « 2 » 6 - ابوذر غفارى به معاويه مىگويد : از پيامبر خدا در حالى كه تو از كنارش مىگذشتى ، شنيدم كه فرمود : خدايا او را لعنت كن و او را جز با خاك گور سير مگردان . « 3 » 7 - ابوذر غفارى به معاويه مىگويد : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه فرمود : معاويه در
هامش
( 1 ) . العتب الجميل 86 . ( 2 ) . تاريخ طبرى : 11 / 357 ؛ كتاب صفين 243 ، و عبارت حديث از تاريخ طبرى است . ( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 8 / 312 .