آمد و ابو سفيان را كه سواره بود و معاويه و برادرش همراه او بودند ، يكى دهانهكش بود و ديگرى ستورران ، ديد و چون به آنها نظر افكند ، فرمود : خدايا دهانهكش و ستورران و سوار را لعنت كن . از عبد اللّه بن عمر پرسيديم : تو خودت از پيامبر خدا شنيدى ؟ گفت :
آرى ، اگر دروغ بگويم ، گوشم كر باد ، چنانك ديدگانم كور . « 1 »
طبرى در تاريخش چنين مىنويسد : پيامبر ابوسفيان را كه بر خرى سوار بود و معاويه دهانهء آن را مىكشيد و پسرش يزيد ، آن را مىراند ، ديد و فرمود : خدا دهانهكش و سوار و ستور ران را لعنت كند . « 2 »
امام مجتبى ، به همين حديث اشاره دارد ، آنجا كه خطاب به معاويه مىفرمايد : « ترا به خدا قسم مىدهم اى معاويه ! آيا به ياد دارى كه پدرت سوار بر شتر سرخمويى آمد و تو آن را مىراندى و برادرت عتبه مىكشيد ، و پيامبر خدا شما را ديد و فرمود : خدايا سوار و دهانه كش و ستور ران را لعنت كن ؟ « 3 » محمد بن ابى بكر نيز در نامهاى به معاويه به همين مطلب اشاره دارد كه مىگويد : تو ملعون پسر ملعونى ! و نامهاش به تمامى ان شاء اللّه خواهد آمد .
2 - براء بن عازب مىگويد : ابو سفيان همراه معاويه آمد . رسول خدا فرمود : خدايا آن جلويى و دنبالهروش را لعنت كن . خدايا آن چموشك را بگير . پسر براء از پدرش مىپرسد : چموشك كيست ؟ جواب داد : معاويه . « 4 »
لعنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هرجان نثار رباخواران و ميگساران و باده فروشان و باده خران و باده كشان و باده گيران گشته ، گريبان پليد معاويه را كه قهرمان اين تبهكارىهاست ، گرفته است و داستان آلايشش به اين گناهان شرمآور ، خواهد آمد .
3 - احمد حنبل ، ابويعلى ، نصر بن مزاحم از طريق ابو برزهء اسلمى ، و نيز طبرانى در كتاب المعجم الكبير از طريق ابن عباس چنين ثبت كردهاند : در سفرى همراه رسول خدا بوديم كه صداى دو نفر را شنيد كه آواز مىخواندند و به نوبت جواب هم را مىدادند . . . ،
هامش
( 1 ) . كتاب صفين ( چاپ مصر ) 247 .
( 2 ) . تاريخ طبرى : 11 / 357 .
( 3 ) . فرمايش امام مجتبى به تمامى خواهد آمد .
( 4 ) . كتاب صفين 244 .