آتش خواهد بود . معاويه مىخندد و دستور مىدهد ابوذر را زندانى كنند . « 1 »
8 - از زبان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نقل شده كه چون بر امت اسلام شكمبارهاى كه مىخورد و سير نمىشود حاكم گردد ، امت بايد از او برحذر و در احتياط باشد . ابوذر مىگويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به من اطلاع داد كه او معاويه است . يا به عبارتى ديگر فرمود : كار اين امت به خرابى نمىرود ، جز در حكومت مردى فراخ معده و گشاده شكم . « 2 »
9 - نصر بن مزاحم در كتاب صفين و ابن عدى و عقيلى و خطيب بغدادى و مناوى از طريق ابو سعيد خدرى و عبد اللّه بن مسعود ، از زبان پيامبر چنين ثبت كردهاند : هرگاه معاويه را بر فراز منبر ديديد ، او را بكشيد .
يا به لفظى ديگر ، فرمود : هرگاه معاويه را ديديد كه بر فراز منبرم نطق مىكند ، او را بكشيد .
يا به اين عبارت كه هرگاه معاويه را ديديد كه بر فراز منبرم نطق مىكند ، گردنش را بزنيد .
ابو سعيد خدرى ، پس از نقل اين حديث ، مىافزايد : ما اين كار را نكرديم و رستگار نشديم .
و حسن بصرى مىگويد : مسلمانان اين كار را انجام ندادند و رستگار نشدند . « 3 »
اين را سيوطى در لئالى از چندين طريق كه متعلق به ابن عدى و عقيلى است ، نوشته و آنها را نادرست خوانده است « 4 » ، لكن بلاذرى ، آن را در تاريخش از طرقى جز آنها كه سيوطى اشاره كرده ، ثبت نموده است . وى مىگويد : يوسف بن موسى و ابو موسى اسحاق فروى از قول جرير بن عبد الحميد ، از اسماعيل بن ابى خالد و اعمش ، از حسن روايت كردهاند كه پيامبر خدا فرمود : هرگاه معاويه را بر فراز منبرم ديديد ، او را بكشيد .
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 8 / 312 .
( 2 ) . همان مأخذ .
( 3 ) . كتاب صفين ( چاپ مصر ) 243 ، 248 ؛ تاريخ طبرى : 11 / 357 ؛ تاريخ بغداد : 12 / 181 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 348 ؛ كنوز الدقائق ، مناوى 10 ؛ اللئالى المصنوعة : 1 / 424 ، 425 ؛ تهذيب التهذيب : 1 / 428 .
( 4 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 424 ، 425 .