چرا طلحة بن عبيد اللّه - يكى از ده نفرى كه مىگويند مژدهء بهشت يافتهاند - روزى كه ابو بكر ، عمر را به جانشينى برگزيد ، به او پرخاش كرد و گفت : جواب پروردگارت را چه خواهى داد كه مرد خشن و سنگدلى را به حكومت بر امت گماشتهاى ؟
چرا ابو بكر روزهاى آخر خلافتش پشيمان گشته ، مىگفت : كاش روز سقيفهء بنى ساعده مسئوليت حكومت را به گردن يكى از آن دو نفر ، يعنى عمر و ابو عبيده انداخته بودم و يكى از آنها امير و حاكم مىبود و من معاون و مشاورش ! « 1 »
چرا روز وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عمر پيش ابو عبيدهء جراح آمد و گفت : دستت را دراز كن تا با تو بيعت كنم ، چون به گفتهء رسول خدا تو امين اين امتى . « 2 »
چه باعث شد كه عمر بن خطاب به ابن عباس بگويد : به خدا قسم اى خاندان بنى عبد المطلب ! از ميان شما على براى تصدى امر خلافت شايستهتر از من و ابو بكر بود . « 3 »
و چرا وقتى مجروح گشت ، گفت : آن مرد ، يعنى على بن ابى طالب عليه السّلام اگر عهدهدار خلافت شود ، مردم را به راه روشن خواهد برد . عبد اللّه بن عمر از او پرسيد : پس به چه سبب على را مقدم نمىدارى ؟ گفت : مايل نيستم چه در زندگى و چه پس از مرگم او را به خلافت بگمارم . « 4 »
چرا به اعضاى شوراى شش نفره گفت : به خدا اگر آن مرد ، يعنى على بن ابى طالب عليه السّلام را به حكومت بگمارند ، خلق را بر طريق حق و قانون اسلام خواهد برد .
پرسيدند : اين را در حقش مىدانى و باز او را به جانشينى اختيار نمىنمايى ؟ گفت : اگر جانشين تعيين نمايم ، كسى كه بهتر از من است ، يعنى ابو بكر تعيين جانشين كرده است ، و در صورتى كه بىجانشين بگذارم ، كسى كه بهتر از من است ، يعنى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جامعه را
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 7 / 170 .
( 2 ) . احمد حنبل و ابن سعد و ابن جرير و ابن اثير و ابن جوزى و ابن حجر و حلبى ثبتش كردهاند . ر ك :
كنز العمال : 3 / 140 ؛ تاريخ الخلفاء ، سيوطى 48 ؛ الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 369 .
( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 1 / 389 .
( 4 ) . انساب الاشراف ، بلاذرى : 5 / 16 ؛ الاستيعاب ، شرح حال عمر : 6 / 419 ؛ فتح البارى : 7 / 55 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 3 / 170 .