پس چرا عبد الرحمن بن عوف در شوراى شش نفره براى بيعت خلافت ، نخست دست به طرف على عليه السّلام دراز كرد و او را بر عثمان مقدم داشت ، و فقط به خاطر اينكه شرط ادامهء رويهء ابو بكر و عمر را نپذيرفت و عثمان پذيرفت ، با عثمان بيعت كرد ؟ « 1 » دربارهء اين شرط در همين كتاب نيز سخن گفتيم . « 2 »
چرا ابو وائل به عبد الرحمن بن عوف اعتراض داشت كه چطور على را رها كرده با عثمان بيعت كرديد ؟ « 3 »
چرا معاويه مىگفت : امر حكومت متعلق به بنى عبد مناف بود كه خاندان پيامبر خدايند ، اما چون پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله درگذشت ، مردم ابو بكر و عمر را - بدون اينكه منشأ خانوادگى سلطنتى يا خلافتى داشته باشند - به حكومت گماشتند ؟ « 4 »
چرا روز وفات پيامبر ، عباس عمويش به على عليه السّلام مىگفت : دستت را پيش آور تا با تو بيعت كنيم ؟ « 5 »
چرا عباس عموى پيامبر به ابو بكر مىگفت : اگر خلافت را به استناد رسول خدا مطالبه كردهاى ، حق ما را گرفتهاى و در صورتى كه به اتكاى مؤمنان مطالبه كردهاى ، ما از مؤمنانيم و پيش كسوت آنان و هرگاه بگويى تصدى اين حكومت به وسيلهء مؤمنان برايت واجب گشته ، واجب نگشته است ، چون ما موافق نيستيم . « 6 »
چرا عمار ياسر از بيعت با عثمان خوددارى كرد و وقتى ابو سرح به عبد الرحمن بن عوف گفت : اگر مىخواهى قريش اختلاف پيدا نكنند ، با عثمان بيعت كن ، به او پرخاش كرد ؟ چرا مقداد و جمعى از معاريف اصحاب از بيعت با عثمان خوددارى ورزيدند و حكومتش با ارعاب و تهديد برقرار گشت ؟ آنگاه عمار ياسر به عبد الرحمن گفت : اگر مىخواهى مسلمانان اختلاف پيدا نكنند با على عليه السّلام بيعت كن و مقداد سخنش را تأييد
هامش
( 1 ) . مسند احمد حنبل : 1 / 75 ؛ تمهيد باقلانى 209 ؛ تاريخ طبرى : 5 / 40 ؛ تاريخ الخلفاء ، سيوطى 104 ؛ الصواعق المحرقة 63 ؛ فتح البارى : 13 / 168 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 9 / 88 ، 90 .
( 3 ) . مسند احمد حنبل : 1 / 75 .
( 4 ) . بحث كامل آن در همين جلد خواهد آمد .
( 5 ) . تاريخ ابن عساكر : 7 / 245 .
( 6 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 5 / 320 .