اصحاب ( در عدم شركت در دفن پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ) واضح بوده است ، زيرا ديدند كه اقدام به بيعت از بزرگترين مصالح مسلمانان است و ترسيدند كه اگر بيعتگيرى را به تأخير بيندازند ، اختلاف و نزاع و كشمكشى رخ بدهد و مفاسد سهمگينى به بار آيد . به همين جهت ، دفن پيامبر را به تأخير انداختند و پيمان بيعت را كه مهمترين كار بوده به انجام رساندند تا كشمكشى در مورد كفن و دفن پيامبر يا غسل و نمازش و يا ديگر كارها به وجود نيايد .
وانگهى اگر حقيقت چنان است كه عبد اللّه بن عمر ادعا مىكند و مىپندارد ، پس چرا ابو بكر در سقيفه آن دو نفر ، يعنى عمر و ابوعبيده را بر خود مقدم مىداشت و ترجيح مىنهاد و مىگفت : با يكى از اين دو تا بيعت كنيد . يا مىگفت : من حاضرم با يكى از اين دو تا بيعت كنيد ؛ بنابراين ، با هريك از آن دو كه مىخواهيد بيعت كنيد . چرا چنين مىگفت ؟ چرا ابو بكر به ابو عبيدهء جراح گوركن مىگفت : بيا تا با تو بيعت كنم كه رسول خدا مىگفت : تو امين اين امتى ! « 1 »
پس چرا ابو بكر در نطقى مىگفت : به خدا قسم من بهترين فرد شما نيستم ، و به تصدى اين مقام مايل نبودم ؟ يا مىگفت : هان ! من انسانى بيش نيستم و از هيچ كدامتان بهتر نيستم . بنابراين ، مرا مواظبت نماييد . يا مىگفت : من كه بهترين فرد شما نيستم ، به زمامدارىتان گماشته شدم . يا مىگفت : مرا بر كنار كنيد ! مرا بر كنار كنيد ! من بهترين فرد شما نيستم . « 2 »
چرا وقتى ابو بكر براى جانشينى خويش عمر بن خطاب را انتخاب كرد و بر ديگران ترجيح داد ، همهء اصحاب به خشم آمدند و هريك از آنان مىخواست در عوض عمر خودش خليفه باشد ؟ « 3 »
هامش
- كه على عليه السّلام به ابو بكر فرمود : لكن تو به زيان ما خودسرانه به حكومت دست انداختى ، در حالى كه ما خود را به خاطر خويشاوندىمان با رسول خدا محق مىدانستيم .
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر : 7 / 160 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 7 / 118 .
( 3 ) . همان : 5 / 358 و 7 / 168 .