نسيانش گذاشتند تا شعلهء آشوب داخلى فروكشيد ! اين چيزى است كه فكر نمىكنم هيچ فهميدهاى بگويد .
دانستنى دومى كه عاصمى از گنج آن روايت استخراج كرده و عبارت است از انحصار ميراث امير المؤمنين على از پيامبر به قرآن و سنت ، و نيز نادرستى حديث فدك و خيبر ، و حمله به شيعه به استناد آن ، بىارزشتر و ياوهتر از دانستنى اولى است ، زيرا شيعه براى امير المؤمنين ارث مالى و اقتصادى ادعا نكرده و حضرتش هم آن روز كه فدك را مطالبه فرموده براى خويش ادعا نكرده است ، بلكه آن را به عنوان حقى كه متعلق به دختر عمويش صديقهء طاهره ، فاطمهء زهراء عليها السّلام است ، درخواست كرده ، چه فدك - چنان كه حقيقت اين است - هبهاى از پدرش باشد كه حقيقت اين است ، و چه ارثى براساس ميراثى كه قرآن و سنت مقرر مىدارند ، ممكن است در فرصتى كه پيش آيد به بحث تفصيلى آن همت گمارم . بنابراين ، حمله به شيعه با استناد به آن روايت جعلى و فرضيهاى كه خود براى عقيدهء شيعه ساختهاند ، جنايتى در حق ايشان است و چه بسا دروغها كه به شيعه بسته و چه بهتانها كه زدهاند . ارثى كه شيعه براى امام على بن ابى طالب ادعا مىكند ، چيزى است كه اهل سنت بر آن اجماع دارند و همداستانند و از براهين خلافت آن حضرت است .
حاكم مىگويد : در ميان دانشمندان بر سر اين اختلافى نيست كه پسر عمو از عمو ارث نمىبرد . با اين اجماع معلوم شده است كه على از ميان همهء مسلمانان علم را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ميراث برده است . « 1 » بنابراين ، همين ارث اختصاصى على عليه السّلام از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه از ميان امت فقط به او اختصاص يافته است ، تعبير ديگرى است از خلافت على عليه السّلام و جانشينى وى در مقام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه به خاطرش همواره اوصياء از پيامبران ارث بردهاند .
29 - در دو صحيح مسلم و بخارى از روايت محمد بن مسكين بصرى ، از يحيى بن حسان بصرى ، از سليمان بن بلال ، از شريك بن ابىنمر ، از سعيد بن مسيب ، از ابى موسى
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 3 / 100 .