تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
ابن حجر پس از نوشتن خلاصهء سخن ابو عمر مىنويسد : دربارهء روايت عبد اللّه بن عمر چنين نيز گفته شده كه لازمهء اين‌كه در آن هنگام ( يعنى زمان پيامبر ) على را از ديگران برتر نمىدانسته‌اند ، آن نيست كه هيچگاه و بعدا برتر ندانسته باشند ، و آن اجماع پس از زمانى كه ابن عمر معين مىكند ، صورت گرفته است . بنابراين ، حديث عبد اللّه ابن عمر از نادرستى بيرون مىآيد . ابن حجر و كسى كه بر سخن ابو عمر حاشيه زده ، ندانسته‌اند اجماعى كه از آن ياد مىكنند ، بر اساس و به استناد خصال و كردار و سابقه‌اى صورت گرفته كه امير المؤمنين على عليه السّلام در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله - همان زمان كه عبد اللّه بن عمر از اعلام برترىاش بر ديگران خوددارى كرده و سكوت نموده - داشته است ، نه به اعتبار فضايل يا كردارى كه بعدها كسب كرده و بروز داده باشد ، به استناد و بر مبناى همان فضايل و خصالى كه قرآن و سنت از آن تمجيد كرده‌اند . بنابراين ، اگر از اعلام برترى وى پس از ابو بكر و عمر و عثمان بر ديگران خوددارى و سكوت نموده باشند ، به معنى اين است كه او را همواره و بعدها نيز چنين شمرده‌اند . در اجماعى كه صورت گرفته ، هرگاه او را به خاطر فضايل و خصال و روحيه و تفوق اخلاقىاش كه در قرآن و سنت به شرح آمده ، بر ديگران برتر دانسته‌اند ، چون آن فضايل و خصال را در تمام ادوار حياتش خواه در دورهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و خواه روز وفاتش يا پس از آن داشته ، برترىاش بر همگنان ، هميشگى است و اختصاص به زمان معينى ندارد ، و گرنه ، در صورتى كه او را در اجماعى كه كرده‌اند ، به خاطر سالخوردگى و امثال آن برتر دانسته و ترجيح داده‌اند ، اين ملاك‌ها و موازين چيزى نيست كه در تشخيص و تعيين مرتبهء اشخاص معتبر باشد . ما نه اينها را به رسميت مىشناسيم و نه او را با اين موازين تباه و سخيف بر ديگران برترى مىدهيم ؛ اينها همان ملاك‌ها و موازين تقلبى و پوچى است كه آن جماعت در سقيفه و روز بيعت ابو بكر ، به وسيله‌اش مردم ساده‌دل را به دام انداختند و تا امروز چون قيدى بر پاى خرد ساده‌لوحان مىبندند . كاش كسى كه بر ايراد ابو عمر بر حديث عبد اللّه بن عمر حاشيه زده و توجيهى براى تصحيح حرف عبد اللّه بن عمر ساخته ، اگر نمىخواست به همهء آنچه در قرآن دربارهء