تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
بزّاز نوشته : ما در زمان پيامبر مىگفتيم : ابو بكر و عمر و عثمان به خلافت مىنشينند « 1 » ، يا به عبارت ترمذى : ما وقتى پيامبر خدا زنده بود ، چنين مىگفتيم « 2 » و يا چنان كه بخارى در تاريخ خود نوشته : ما در زمان پيامبر مىپرسيديم : چه كسى پس از پيامبر عهده‌دار كار حكومت خواهد شد ؟ مىگفتند : ابو بكر ، بعد عمر ، سپس عثمان ، آنگاه سكوت مىكرديم . « 3 » اين روايت را آن جماعت پايه‌اى ساخته‌اند براى به كرسى نشاندن آنچه انتخابات مىنامند و حاكميت ابو بكر و عمر و عثمان را از طريقش انجام يافته مىدانند . متكلمان آن جماعت ، در بحث امامت به همين روايت استناد و استدلال مىكنند ، و به دنبال ايشان علماى حديث به آن اهتمامى عجيب مىنمايند و در ثبت آن ، دم از تصويب و صحت و اهميت مىزنند و بس مىبالند و شادى مىنمايند ، و خيلى از آنها چون بدين روايت رسيده‌اند ، در شرحش پر گفته و در مجالش تاخته‌اند . آنچه را خلافت راشده مىنامند ، بر شالودهء همين روايت نهاده شده است ، و در صحت و مشروعيت بيعت سقيفه - كه تاريخ اسلام را به نكبتش آلوده و مسلمانان را پراكنده و روابط دينىشان را گسسته و مصيبت‌ها بر سرشان تا به امروز درآورده است - به همين اشاره مىنمايند . به همين سبب ، با توفيق الهى ، سخن را در اين خصوص بسط مىدهيم تا حق مطلب ادا گردد و ماهيت اين روايت بروشنى آشكار شود . آنگاه هركه به گمراهى مىرود ، دانسته و پس از اتمام حجت رفته باشد و هركه صراط مستقيم حقيقت را مىجويد ، در پرتو مشعل فروزان آن راه پويد . عبد اللّه بن عمر ، در دورهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله - آن زمان كه ادعا مىكند افراد مردم را به لحاظ خوبى و برترى متمايز مىساخته و تعيين مقام مىكرده است - در عنفوان جوانى بوده ، حتى در سال‌هايى از آن دوره ، به حد بلوغ نمىرسيده است و به همين جهت پيامبر گرامى به او اجازهء شركت در جنگ بدر و احد را نداد و تنها در جنگ خندق - كه بنا بر
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن كثير : 7 / 205 . ( 2 ) . صحيح ترمذى : 13 / 161 . ( 3 ) . تاريخ البخارى : 1 / قسم 1 / 49 .