بهره نداشته است . به زودى پارهاى از آراء و نظريات سخيف و نادرستش را به نظرتان خواهيم رساند .
بگذار عبد اللّه بن عمر و امثالش به خيال خود براى اصحاب و مولاى متقيان تعيين مقام و مرتبه نمايند و تنى چند را برگزيده بر ديگران ترجيح و مزيت دهند ، لكن پروردگارت هرچه بخواهد ، مىآفريند و برمىگزيند و برگزيدن و ترجيح دادن حق آنان نيست « 1 » و هيچ مرد و زن مؤمن هنگامى كه خدا و پيامبرش فرمانى صادر كردند ، حق برگزيدن و ترجيح دادن و اختيار كار خويش ندارند . « 2 »
بگذار بخارى و پيروانش روايت باطل و بىاساس را صحيح به شمار آورند . به ياوههاشان گوش كن و از گستاخىشان در ياوهگويى و نشر باطل مهراس . هرگاه قانون حاكم بر طبيعت و جامعه از هواى دل و دلخواهشان پيروى مىكرد ، آسمانها و زمين و هركه در آن است ، تباه مىگشت . ما برايت آيتى از جانب پروردگارت آورديم ، و درود و ايمنى كسى راست كه مايهء هدايت را پيروى نمايد .
ابو عمر در كتاب استيعاب در شرح حال على مىنويسد : حديث ابن عمر را كه مىگويد : ما در زمان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مىگفتيم : ابو بكر ، بعد عمر ، بعد عثمان ، آنگاه سكوت مىكرديم ، ابن معين نادرست و زشت خوانده و دربارهاش سخنى تند و خشن گفته است ، زيرا كسى كه چنين بگويد و عقيده داشته باشد ، بر خلاف اجماعى سخن گفته و عقيده بسته كه علماى حديث و فقهاى سلف و خلف اهل سنت داشتهاند و اعتقاد بر اينكه على پس از عثمان ، رضى اللّه عنه ، از همهء مردم برتر است ، چيزى است كه هيچ كس دربارهاش اختلاف ندارد ، بلكه اختلاف در برترى على و عثمان بر يكديگر است و نيز پيشينيان در برترى على و ابو بكر بر يكديگر اختلاف پيدا كردهاند . بنابراين ، همين اجماعى كه صورت گرفته ، دليل بر اين است كه حديث ابن عمر توهّم و غلط است و اگر سندش صحيح هم باشد ، باز معنايش نادرست است . « 3 »
هامش
( 1 ) . قصص 28 / 68 .
( 2 ) . احزاب 33 / 36 .
( 3 ) . الاستيعاب : 2 / 467 .