چگونه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ياران بزرگش را كه قرآن دربارهشان فرود آمده و خود بسيار آنها را ستوده ، از ياد برده است ، مانند عمويش عباس و ابوذر و عمار و مقداد و ابن مسعود و نظايرشان ؟ و چه عاملى سبب گشت كه با وجود برخوردارى ايشان از آنهمه فضايل و افتخارات - كه اگر نگوييم همگى اصحاب ، به استثناى سرور خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىتوان گفت همهء آن نامبردگان از آن محروم بودند - از دوستى و محبت پيامبرشان بىبهره بمانند ؟ آيا محقق انديشمند مىتواند معتقد شود كه ابو عبيدهء گوركن مثلا بيش از ابوذر صديق محبوب پيامبر باشد ؟ ابوذرى كه در ميان امت محمد صلّى اللّه عليه و آله ، به لحاظ هدايت و نيكوكارى و پارسايى و زهد و راستگويى و كوشش و خلقت و اخلاق شبيه عيسى است ، ابوذرى كه چون به حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىبود ، فقط او را از ميان اصحابش به نزديك خويش مىنشاند و چون غايب مىشد ، به ملاقاتش مىرفت . « 1 » آيا مىتوان باور كرد كه ابو عبيده بيش از عمار محبوب پيامبر باشد ؟ عمارى كه پوست ميان دو ديدهء پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بوده است و پاكيزهء پاكيزه خويى كه سر تا پا آكنده از ايمان بود و ايمان با گوشت و خونش درآميخته بود ، عمارى با حق بود و حق با او بود ، و به هركجا كه حق مىگشت ، او نيز مىگرديد . « 2 » پناه بر خدا از گزافگوئى و سخن ياوه و بىانديشه و به توهم گفتن !
14 - ابن عساكر در تاريخ خود روايتى ثبت كرده است از طريق سعيد بن مسلمة بن امية بن هشام بن عبد الملك بن مروان اموى از پسر عمر كه مىگويد : پيامبر خدا به اجتماع ما در رسيد يا به مسجد درآمد ، در حالى كه دست ابو بكر و عمر را گرفته بود : يكى در طرف راستش و ديگرى در طرف چپش ، آنگاه فرمود : چنين در قيامت برانگيخته مىشويم . « 3 » اين را ترمذى روايت كرده است .
بدران كه تاريخ ابن عساكر را براى چاپ به اصطلاح تهذيب كرد ، سند اين روايت را به منظور پوشاندن عيبناكىهايى كه در آن هست ، حذف كرده و ندانسته است كه ذكر سعيد بن مسلمه تنهايى براى بروز عيبناكى و سستىاش كفايت مىنمايد . سند اين روايت
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 308 - 319 .
( 2 ) . همان : 9 / 20 - 27 .
( 3 ) . تاريخ ابن عساكر : 6 / 173 .