هرزهاى پست ، بىخيرى نكوهيده ، فرومايهاى زناكار « 1 » ، دشمن حق و پشتيبان باطل .
آرى ، عنوان خدادوستى بر چنين موجودى نهادهاند و از ذكر مردان بزرگى كه قهرمان ديندارى و پيشواى امت و سرآمد اصحاب و پاكترين ايشان بودهاند ، خوددارى نمودهاند .
- اگر اين رويه بپايد و تغيير نيابد ، نه بر مرده كه بر زنده بايد گريست .
آرى ، سكسكى يا جاعلان و دروغسازان پيش از وى را عمروعاص و ماهيت تباهش خوش آمده ، نه ديگران و نه پاكان . در صفحات تاريخ زندگى عمرو عاص و اقران چهارگانهاش كه در اين روايت نامشان آمده ، چه شواهد بسيارى مىيابيم داستانگوى آن دوستى خدا و پيامبر كه جاعل اين روايت به ايشان نسبت داده است و به اختيار خوانندگان عزيز مىگذاريم تا به قدر حوصلهء خويش به آن پردازند .
10 - ابن عدى از احمد بن محمد ضبيعى ، از حسين بن يوسف ، از ابو هاشم اصرم بن حوشب ، از قرة بن خالد بصرى ، از ضحاك ، از ابن عباس ، از قول پيامبر چنين روايت كرده است : من اولم و ابو بكر دوم و عمر سوم و ديگر مردمان برحسب پيشاهنگى و پيشقدمى در ايمان به اسلام ، يكى پس از ديگرى قرار دارند .
سيوطى مىگويد : اين روايت ، جعلى است و آفت آن اصرم است « 2 » ذهبى مىگويد :
اصرم گمراه است . يحيى مىگويد : او دروغسازى پليد است . بخارى و مسلم و نسائى مىگويند : روايتش دور ريختنى است . دارقطنى مىگويد : زشت روايت است . سعدى مىگويد : در همدان به سال 202 ه ق از او حديث نوشتهام و او سست روايت است .
ابن حبان مىگويد : از زبان راويان مورد اعتماد و ثقه حديث جعل مىكرده است .
ابن مدينى مىگويد : در همدان از او حديث نوشتم و رواياتش را به دور افكندم . فلاس مىگويد : مطرود است و معتقد به ارجاء .
هامش
( 1 ) . براى اطلاع از تفصيل اين اوصاف و ديگر اوصافى كه نمايشگر ماهيت عمرو عاص است ، رجوع شود به : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 2 / 120 - 170 .
( 2 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 311 .