شدى ، برايم از مسلمان شدن خطاب اگر مسلمان شده بود ، خوشتر بود . « 1 » دربارهء عفان ، پدر عثمان از كلبى و بلاذرى بايد پرسد كه در كتابهاى مثالب و انساب مطالبى آوردهاند كه ماهيت وى را به اختصار روشن مىسازد . اما دربارهء القابى كه در روايت آمده ، قبلا سخن گفتيم « 2 » و ثابت نموديم كه صديق و فاروق از القاب خاص مولا امير المؤمنين عليه السّلام است و چون پارهاى مردمان آنها را در مورد ابو بكر و عمر به كار بردهاند ، اين گونه روايات جعلى هم ساخته شده و متداول گشته است .
مسئلهء دشنام دادن به اصحاب را نيز به بحث نمىكشيم ، ولى هرگاه مضمون اين روايت را درست بشماريم و معتقد شويم اصحابى كه مورد خطاب و امر بودهاند ، وظيفه داشتهاند از آن دستور پيروى نمايند و از دشنام دادن به يكديگر پرهيز كنند ، كار در مورد بسيارى از اصحاب مشكل خواهد گشت ، زيرا به يكديگر دشنامهاى زننده داده و پرخاشجويى كردهاند رسوايى پرخاش جستهاند و باهم دشمنى ورزيده و كار را به جنگ و خونريزى كشاندهاند . بنابراين ، آيا اينها همگى به روى در آتش دوزخ افكنده خواهند گشت ؟ من نمىدانم .
9 - محب طبرى در الرياض النضرة از قول ابن يخامر سكسكى مىگويد كه پيامبر فرمود : خدايا بر ابو بكر درود فرست ، چون ترا دوست مىدارد و پيامبرت را دوست مىدارد . خدايا بر عمر درود فرست ، چون ترا دوست مىدارد و پيامبرت را دوست مىدارد . خدايا بر عثمان درود فرست ، چون ترا دوست مىدارد و پيامبرت را دوست مىدارد . خدايا بر ابو عبيدة بن جراح درود فرست ، چون ترا دوست مىدارد و پيامبرت را دوست مىدارد . خدايا بر عمرو بن عاص درود فرست ، چون ترا دوست مىدارد و پيامبرت را دوست مىدارد . « 3 » اين را خلعى نيز ثبت كرده است .
كاش محب طبرى سند اين روايت بىسند و بىپايه را نشان داده بود تا مىدانستيم
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام : 4 / 21 ؛ عيون الاثر : 2 / 169 ؛ الشفاء ، قاضى : 2 / 18 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 2 / 312 - 314 و 3 / 187 .
( 3 ) . الرياض النضرة : 1 / 24 .