لعل أخذهم بها إنما كان بحسب اعتقادهم لا حقيقة ، و ذلك لا يقتضي استعمالها في الفاسد أو الأعم ، و الاستعمال في قوله : ( فلو أن أحدا صام نهاره ) إلى آخره ، كان كذلك - أي بحسب اعتقادهم - أو للمشابهة و المشاكلة .
و في الرواية الثانية ، الإرشاد إلى عدم القدرة على الصلاة ، و إلا كان الإتيان بالأركان ، و سائر ما يعتبر في الصلاة ، بل بما يسمى في العرف بها ، و لو أخلّ بما لا يضر الإخلال به
شرح
چهارگانه از امورى است كه بناء اسلام بر آنهاست ، [ زيرا اسلام بر عبادات فاسد بنا نشده است ] و اين ادعا [ كه مراد عبادات صحيح است ] منافاتى با بطلان عبادات منكرين ولايت ندارد ، [ به بيان ديگر : اگر كسى بگويد در صورتى كه مراد ، عبادات صحيح باشد . پس ، معنى روايت اين است كه اهل سنّت نماز صحيح ، روزهء صحيح و . . . را اخذ كردهاند ، در اين صورت چرا به عقيدهء ما عبادات آنها باطل است با آنكه روايت مىگويد نماز را صحيح اخذ كردهاند ؟ در پاسخ بايد گفت : اين دو منافات ندارد ] ؛ اخذ عبادات چهارگانه ، بر حسب عقيدهء آنها است [ - به عقيدهء آنها صحيح است ] نه بر حسب واقع ، و اين [ - اعتقاد آنان ] مقتضى آن نيست كه عبادات چهارگانه ، در فاسد يا اعم استعمال شده باشند . و نيز استعمال « صوم » در فرمايش معصوم عليه السلام : « فلو انّ احدا صام نهاره » تا پايان آن ، همينگونه مىباشد - يعنى : استعمال ، بر حسب اعتقاد آنان است [ يعنى اخذ بالصّوم اعتقادا مىباشد ، پس در خود صوم ، مجازى پيش نيامده است ] . و يا به اعتبار مشابهت و مشاكلت [ ميان فعل آنان با صوم حقيقى ] مىباشد [ يعنى كلمهء « صوم » در روايت ، مجازا در صوم باطل به كار رفته است ، به قرينهء مشابهت و مشاكلت ] .
و [ نهى وارد شده ] در روايت دوم ، براى ارشاد به اين نكته است كه زن حايض [ بيهوده زحمت نكشد ] ، نمىتواند نماز [ صحيح و كامل ] بجا آورد ، [ بنابراين ، مراد از « صلوة » در اين حديث نيز صلوة صحيح است ] ، و گرنه [ - اگر نهى ، نهى ارشادى نباشد ، بلكه مولوى باشد ، لازم مىآيد كه ] اركان و بقيه اجزايى كه در نماز ، شرط