تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
فيها ، إنما الإجمال فيما يتحقق به ، و في مثله لا مجال لها ، كما حقق في محله ، مع أن المشهور القائلين بالصحيح ، قائلون بها في الشك فيها ، و بهذا يشكل لو كان البسيط هو ملزوم المطلوب أيضا - مدفوع ، بأن الجامع إنما هو مفهوم واحد منتزع عن هذه المركبات المختلفة زيادة و نقيصة . بحسب إختلاف الحالات ، متحد معها نحو إتحاد ، و في مثله تجري البراءة ، و إنما لا تجري فيما إذا كان المأمور به أمرا واحدا خارجيا ، مسببا عن مركب مردد بين الأقل و
شرح
محصل عنوان نيست بلكه از باب شك در ذات مأمور به است ] ، زيرا در اين فرض [ كه قدر جامع ، عنوان « مطلوب » است ] اجمالى در مأمور به در عبادات نيست ، و اجمال تنها در مصداق و فرد مأمور به تحقق دارد [ - در سوره يا روبه قبله بودن آن شك شده ] و در مورد چنين اجمالى ، مجالى براى اجراى برائت نيست [ بلكه بايد احتياط جارى كرد و شىء مشكوك را انجام داد ] چنان كه در محلّش تحقيق شده ، در حالىكه مشهور صحيحىها در شك نسبت به اجزاء و شرايط ، به برائت قائل‌اند و اگر امر بسيط ، ملزوم عنوان « مطلوب » باشد ، باز هم با همين بيان اشكال وارد مىشود . [ همهء اين اشكالات ] دفع مىشود ، به اين بيان كه : جامع ، مفهوم واحدى است كه از [ افراد ] مركباتى كه بر حسب اختلاف حالات از حيث زيادى و نقصان متفاوت هستند . انتزاع شده [ - جامع ، عنوانى بسيط و ملزوم مساوى « مطلوب » است ] و [ چون اين مفهوم بسيط ] با آن مركبات يك نوع اتحادى دارد و در مثل چنين مفهوم واحدى ، برائت جارى مىشود . برائت را نمىتوان در موردى جارى ساخت كه مأمور به امر واحد خارجى [ - مانند تحصيل طهارت باطنى ] باشد ، و مسبّب از مركب باشد [ - وضوء يا غسل ] كه ميان [ اجزاء ] اقل و اكثر مردد است . مانند طهارتى كه مسبب از غسل و وضو است . آنگاه كه در اجزاء سببشان شك شود . [ مثلا شك شود كه وضو داراى پنج جزء است يا شش جزء ، نسبت به جزء مشكوك نمىتوان برائت جارى كرد ، چون با برائت از انجام جزء مشكوك در تحصيل مأمور به خارجى شك داريم ، بلكه اينجا جاى اصالة الاحتياط و انجام دادن جزء مشكوك است .