تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
و بالجملة : التقييد بالوقت كما يكون بنحو وحدة المطلوب ، كذلك ربما يكون بنحو تعدّد المطلوب ، بحيث كان أصل الفعل ، و لو في خارج الوقت مطلوبا في الجملة ، و إن لم يكن به تمام المطلوب ، إلا أنه لا بد في إثبات أنه بهذا النحو من دلالة ، و لا يكفي الدليل على الوقت إلا فيما عرفت ، و مع عدم الدلالة فقضية أصالة البراءة عدم وجوبها في خارج الوقت ، و لا مجال لاستصحاب وجوب الموقت بعد انقضاء الوقت ، فتدبر جيدا .
شرح
خلاصه : تقييد واجب به وقت ، همانسان كه ممكن است به‌گونهء وحدت مطلوب باشد ، [ مانند : نماز عيد و جمعه ، به اين صورت كه مطلوب مولى ، صرف طبيعت موقت باشد ، به‌طورى كه با فوت وقت فوت مىشود ] - به همين ترتيب نيز چه‌بسا به‌طور تعدّد مطلوب ، [ مانند : نمازهاى روزانه ] باشد ، به‌طورى كه كه اصل فعل ، هرچند در خارج وقت بجاى آورده شود ، به اجمال [ با مرتبهء ضعيف طلب ] ، مطلوب باشد هرچند تمام مطلوب نباشد ، ولى در اثبات هرمطلوب به آن نحو [ از تعدد ] ، ناگزير از دليل هستيم [ همانسان كه در اثبات وحدت مطلوب ناگزير از دلالت دليلى هستيم ] و [ خود ] دليل بر [ لزوم رعايت ] وقت [ در مقام دلالت بر تعدّد مطلوب ] كافى نيست ، مگر در موردى كه دانستيد [ - دو شرط يادشده حاصل باشد كه در آن صورت مىتوان آن را دالّ بر تعدّد مطلوب قرار داد ] . و با نبودن دليلى [ بر تعدد مطلوب ] ، مقتضاى اصالة البرائه آن است كه واجب در خارج وقت واجب نباشد ، [ زيرا در اصل وجوب آن نسبت به اين زمان ترديد و شك داريم ] . و جايى براى استصحاب وجوب واجب نسبت به پس از انقضاء وقت نمىباشد ، [ زيرا زمان - بر حسب فرض - قيد موضوع بود ، پس با انقضاء قيد ، مقيد نيز منتفى مىشود . در نتيجه موضوع مرتفع است و با ارتفاع آن اجراى استصحاب صحيح نيست ] به نيكى تدبّر كنيد .