تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
و عدم خلو الواقعة عن الحكم ، فهو إنما يكون بحسب الحكم الواقعي لا الفعلي ، فلا حرمة للضد من هذه الجهة أيضا ، بل على ما هو عليه ، لو لا الابتلاء بالمضادّة للواجب الفعلي ، من الحكم الواقعي . الأمر الثالث : إنه قيل بدلالة الأمر بالشيء بالتضمن على النهي عن الضد العام ، بمعنى الترك ، حيث أنه يدل على الوجوب المركب من طلب الفعل و المنع عن الترك . و التحقيق
شرح
[ و اينكه گفته شده : ] واقعه [ - موضوعات ] خالى از حكم نيستند [ هرموضوعى ( مانند نماز ) بايد حكمى داشته باشند ، در پاسخ بايد گفت : اين گفتار ] نسبت به حكم واقعى است [ يعنى در عالم واقع ، بايد محكوم به حكمى باشد ] نه [ نسبت ] به حكم فعلى [ - مىتواند در ظاهر ، هيچ حكم فعلى برايش نباشد ] . بنابراين ، ضدّ از اين جهت [ - تلازم ] نيز حرمتى ندارد ، بلكه به همان حكمى كه [ پيش از ] ابتلا به ضد واجب فعلى بر آن بود - يعنى حكم واقعى - محكوم است . [ بنابراين ، ترك نماز ، هر چند در واقع ، حكمى دارد . ولى در ظاهر ( در مقام فعليت ) لازم نيست حكمى داشته باشد تا بگوييم : اين حكم با حكم ازاله ، بايد يكى باشد . بر اين اساس پيش از اينكه نماز به ازاله مبتلا شود ، در واقع ، هرحكمى كه داشت . اكنون نيز همان حكم را دارد ولى از جهت ظاهر حكمى ندارد ] .

ضد عام

سوم : [ امر به نماز - مثلا - دو گونه ضد دارد ، ضد خاص : كه - در مثال ما - « ازاله نجاست » است و ضد عام يعنى : ترك مأمور به . پس ، ضد عام « نماز » : ترك نماز است و ضد عام « سكون » : ترك سكون . دلالت امر به نماز بر نهى از ترك نماز ، 1 ) يا تضمنى است ؛ يعنى « نهى از ترك نماز » جزئى از معناى « صلّ » است و دلالت تضمنى نيز به معنى دلالت معنا بر جزء آن است ؛ 2 ) و يا مطابقى است كه توضيحش خواهد آمد ] . برخى گفته‌اند : امر به شىء با دلالت تضمنى ، بر نهى از ضد عام آن - يعنى : ترك آن - دلالت دارد ؛ زيرا امر ، دلالت بر وجوب - كه مركّب است
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 382 | الآخوند الخراساني / محمدمسعود عباسى