تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
يكون موقوفا عليه الوجود هو ما كان ينافي و يزاحم المقتضي في تأثيره ، لا ما يعاند الشيء و يزاحمه في وجوده . نعم العلة التامة لأحد الضدين ، ربما تكون مانعا عن الآخر ، و مزاحما لمقتضيه في تأثيره ، مثلا تكون شدة الشفقة على الولد الغريق و كثرة المحبة له ، تمنع عن أن يؤثر ما في الأخ الغريق من المحبة و الشفقة ، لإرادة إنقاذه مع المزاحمة فينقذ به الولد دونه ، فتأمل جيدا .
شرح
عدم هركدام ، نسبت به وجود ديگرى مقدمه باشد و در نتيجه از نظر زمانى ] مقدم بر آن باشد ، هرچند [ تقدم عدم بر وجود ضد ] به تقدم طبعى باشد [ يعنى چون عدم هريك از دو ضد ، در مرتبهء وجود ، ضد ديگر است ، و هيچ‌گونه تقدمى ( زمانى ، طبعى و رتبى ) ندارد ، پس نبايد مقدمهء پيدايش ضد ديگر شود ] . و مانعى كه وجود يكى از دو ضد ، موقوف بر آن است [ مانند وجود ازاله ، كه بر مانع از نماز - يعنى بر ارادهء ازاله ، موقوف است ] آن است كه با تأثير مقتضى [ نماز - كه ارادهء نماز باشد - ] نسبت به ديگرى منافات و مزاحمت داشته باشد [ به تعبير ديگر ارادهء ازاله ، مانع از تأثير ارادهء نماز مىباشد ] نه آنكه در اصل وجودش نسبت به ديگرى مزاحمت كند ، [ زيرا هريك از دو اراده ، علّت ناقصه براى ازاله و نماز مىباشند و مىدانيم كه علّت ناقصه براى هركدام از دو ضد ، هرگز مانع از وجود ديگرى نيست . پس ارادهء نماز ، مانع از وجود ازاله نيست ، همانسان كه ارادهء ازاله ، نيز از وجود نماز مانع نيست ] . آرى ، علّت تامه براى هركدام از يكى از دو ضد ، چه‌بسا مانع از وجود ديگرى است و با تأثير مقتضى آن مزاحم است مثلا [ اگر فرزند و برادر زيد هردو در حال غرق شدن باشند ] شدت مهربانى و كثرت محبت به فرزند - كه در حال غرق شدن است - مانع از تأثير محبت و مهربانى نسبت به برادر - كه او نيز در حال غرق شدن است - مىباشد زيرا [ نجات فرزند با نجات برادر ، دو امر ضد هم هستند . از اين رو علّت تامهء هركدام از اين دو ، مانع از وجود ديگرى و مزاحم تأثير مقتضى آن است و ] ارادهء نجات وى ، مزاحمت مىكند . بنابراين ، شخص ، فرزند را نجات مىدهد نه برادرش را . به نيكى تأمل كنيد .