البحث في غير واحد من مسائله المهمّة ليس من عوارضها ، و هو واضح لو كان المراد بالسّنة منها هو نفس قول المعصوم أو فعله أو تقريره ، كما هو المصطلح فيها ، لوضوح عدم البحث في كثير من مباحثها المهمّة ، كعمدة مباحث التعادل و الترجيح ، بل و مسألة حجيّة خبر الواحد ، لا عنها و لا عن سائر الأدلّة ، و رجوع البحث فيهما - في الحقيقة - إلى البحث عن ثبوت السنّة بخبر الواحد ، في مسألة حجّية الخبر - كما افيد - و بأي الخبرين في باب التعارض ، فإنّه أيضا بحث في الحقيقة عن حجية الخبر في هذا الحال غير مفيد ، فان البحث عن ثبوت الموضوع ، و ما هو مفاد كان التامة ، ليس بحثا عن عوارضه ، فإنّها مفاد كان الناقصة .
شرح
نتيجه اگر موضوع علم اصول را در ادلهء اربعه منحصر كنيم دو مسألهء يادشده از علم اصول خارج خواهند بود ، و هيچ اصولىاى به اين ملتزم نيست ] .
بازگرداندن [ عنوان ] بحث در تعادل و تراجيح و حجيت خبر واحد [ از « آيا خبر واحد حجت است » ] به اينكه : در حقيقت در مبحث حجيّت خبر واحد ، بحث از « ثبوت سنت با خبر واحد » است - چنان كه [ توسط شيخ انصارى رحمه اللّه ] گفته شده - و [ نيز رجوع دادن بحث ] در باب تعارض [ - تعادل و تراجيح ، به اينكه در حقيقت ، بحث از « حجيت احد المتعارضين » نيست تا آن اشكال پيش آيد ، بلكه بحث از اين است كه « ثبوت سنت ] با كداميك از دو خبر » است ؛ و علت [ اينكه ما عنوان بحث تعادل و تراجيح را همانند عنوان بحث خبر واحد ، تغيير داديم ، با آنكه شيخ انصارى رحمه اللّه تنها عنوان خبر واحد را تغير داده بود ] . اين است كه در اين حال [ - تعارض ] نيز [ همانند خبر واحد ] در حقيقت ، بحث از حجيت خبر [ - حجيت كداميك از دو خبر ] مىباشد ، گفتار مفيدى [ براى رفع اشكال يادشده ] نيست ، چرا كه بحث از ثبوت خود موضوع [ از مسائل علم نيست ، بلكه از مبادى تصديقى علم و مفاد كان تامه است ] و آنچه مفاد كان تامه است ؛ بحث از عوارض موضوع محسوب نمىشود ، زيرا عوارض ، مفاد كان ناقصه هستند . [ در نتيجه ، اشكال باقى است ، و دو مسأله يادشده از مسائل علم اصول خارج مىشوند . ]