كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 319
المقدمة في الخارج . هذا مع أن في هذا الالتزام ما في تصحيح اعتبار قصد الطاعة في العبادة على ما عرفته مفصلا سابقا ، فتذكّر . الثاني : إنه قد انقدح مما هو التحقيق ، في وجه اعتبار قصد القربة في الطهارات صحتها و لو لم يؤت بها به قصد التوصل بها إلى غاية من غاياتها ، نعم لو كان المصحح لاعتبار قصد القربة فيها امرها الغيري ، لكان قصد الغاية مما لا بد منه في وقوعها صحيحة ، فان الأمر اعتبار قصد اطاعت در عبادت پيش از اين بهطور مفصل گفته رفت [ كه براى تصحيح عبادت و مقرّب بودن عبادات ، دليلى بر وجود دو امر نداريم ، و در روايات نيز اثرى از دو امر نيست و اين اشكال ] ، در اينجا نيز مىآيد . پس آنجا را ياد آوريد . 2 . قصد توصل در طهارات تتمهء دوم : [ هريك از طهارات ثلاث ، غاياتى دارند ، مثلا يكى از غايات وضو ، نماز است ، غايت ديگر ، طواف ، غايت ديگر ، قرائت قرآن و . . . حال ، آيا وضو را بايد به قصد آن غايات انجام داد تا موجب امتثال امر مولى شود ؟ يا بدون قصد توصّل به غايت نيز صحيح است ؟ ] از تحقيقى كه در وجه اعتبار قصد قربت در طهارات كرديم ، روشن شد كه طهارات [ فقط به قصد قربت ] صحيح هستند ، هرچند آنها را به قصد توصّل به غاياتشان [ - نماز ، طواف و . . . ] بجاى نياوريم . [ پس ، وضو ساختن به قصد قربت فقط ، كافى است و با آن هركارى كه وضو مىطلبد را مىتوان انجام داد ، هرچند در زمان وضو گرفتن ، آن غايت در ذهن نباشد . پس ، طهارات بخاطر امر غيرى بودن عبادت نشدهاند ] . آرى ، اگر مصحح اعتبار قصد قربت در آنها امر غيرى باشد ، بايد در صحّتشان ، قصد غايت [ و توصل به غير ] صورت گيرد [ تا عبادى بودن آنها محقّق گردد ، مثلا بايد نيت كنيم « وضو مىگيرم به قصد نماز خواندن قربة إلى الله » ] ، زيرا امر غيرى [ - وضو ] ، تنها به اين صورت امتثال مىشود كه [ توصل و ] رسيدن به غير [ - نماز ] ، قصد شود ، چرا كه امر غيرى ، داعى [ بر موافقت ] نمىگردد ، مگر با اين قصد [ - قصد توصل ] ، بلكه در حقيقت ملاك عبادت بودن مقدمه ، همين