تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
أن تحريكها نحو المتأخر مما لا يكاد ، و قد غفل عن أن كونه محركا نحوه يختلف حسب اختلافه ، في كونه مما لا مؤونة له كحركة نفس العضلات ، أو مما له مؤونة و مقدمات قليلة أو كثيرة ، فحركة العضلات تكون أعم من أن تكون بنفسها مقصودة أو مقدمة له ، و الجامع أن يكون نحو المقصود ، بل مرادهم من هذا الوصف - في تعريف الارادة - بيان مرتبة الشوق الذي يكون هو الإرادة ، و إن لم يكن هناك فعلا تحريك ؛ لكون المراد و ما اشتاق
شرح
اينكه [ تحريك فعلى به سوى مراد واقعى و به جانب آن و در راستاى رسيدن به او است و اين ] تحرك به سوى مطلوب بر حسب اختلافاتى كه مطلوبها دارند ، مختلف مىشود ، در اينكه برخى از آنها [ فعلى و حالى و ] بدون مؤونه هستند [ و هيچ مقدمه‌اى ندارند ] مانند حركت نفس عضلات [ براى رفع كسالت ] و برخى مؤنه دارند [ و داراى مقدماتى هستند كه ] برخى مقدمات قليل مىطلبند و برخى مقدمات فراوان . بنابراين ، حركت عضلات اعم از آن است كه خود بنفسه مراد باشد ، يا به عنوان مقدمهء مراد به كار رود . [ پس در تمام اين موارد ، تحريك فعلى است ] ، و قدر جامع آنها آن است كه بسوى مراد به كار رفته‌اند [ و منافاتى ندارد كه خود مراد اصلى ، تدريجا و در آينده محقق شود و استقبال باشد ، و از اراده منفك باشد ] ، و بلكه مراد علما از وصفى كه در تعريف اراده آورده‌اند [ - شوق مؤكّد ] ، بيان مرتبهء شوقى است كه اراده نام دارد ، [ چرا كه شوق داراى مراتبى است ، و در تعريف اراده خواسته‌اند بيان كنند كه مراتب ضعيف و متوسط شوق ، « اراده » ناميده نمىشود ، بلكه اراده مرتبهء مؤكّد شوق است كه به دنبالش حركت عضلات صورت مىگيرد ] ، هرچند در آنجا فعلا تحريكى وجود ندارد ، [ ولى نفس شوق داشتن كاشف از وجود اراده است و اين شوق موكّد همانسان كه نسبت به امر حالى تعلّق مىگيرد ، به همين ترتيب به امر استقبالى نيز تعلّق مىگيرد ] ، زيرا مراد و مشتاق اليهى كه به سوى آن كمال اشتياق وجود دارد ، [ مانند : روزهء ماه رمضان و حج خانهء خدا ] ، امرى استقبالى است كه نيازى به تهيّهء مؤونه و يا زمينه‌سازى [ در زمان حاضر ] ندارد . [ بنابراين ،
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 288 | الآخوند الخراساني / محمدمسعود عباسى