كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 200
المبحث الثالث : هل الجمل الخبرية التي تستعمل في مقام الطلب و البعث - مثل : يغتسل ، و يتوضأ ، و يعيد - ظاهرة في الوجوب أو لا ؟ لتعدد المجازات فيها ، و ليس الوجوب بأقواها ، بعد تعذر حملها على معناها من الأخبار ، بثبوت النسبة و الحكاية عن وقوعها . الظاهر الأول ، بل تكون أظهر من الصيغة ، و لكنه لا يخفى أنه ليست الجمل الخبرية الواقعة في ذلك المقام - أي الطلب - مستعملة في غير معناها ، بل تكون مستعملة فيه ، إلا جملههاى خبرىاى كه در مقام طلب استعمال شدهاند بحث سوم : آيا جملههاى خبرىاى كه در مقام طلب و انگيختن به كار مىروند - مانند : غسل مىكند ، وضو مىگيرد ، اعاده مىكند - ظهور در وجوب دارند يا اين چنين نيستند ؟ [ گروهى گفتهاند : ظهور در وجوب ندارند ] ، زيرا [ جملههاى يادشده در معناى حقيقى خود استعمال نشدهاند ، چرا كه در مقام اخبار و حكايت نيستند ، بلكه در معناى مجازى ( انشاء ) به كار رفتهاند و از سوى ديگر ] در اين جملهها ، مجازات متعددى است ، و پس از آنكه از حمل آنها بر معانى حقيقىشان كه عبارتند از : اخبار به ثبوت نسبت و حكايت از وقوع نسبت متعذر شديم [ نوبت مىرسد به حمل بر معناى مجازى ، ولى در اينجا معناى مجازى بيش از كلى است و نيز همهء آن معناها باهم مساوى است ، يعنى ] وجوب از هيچكدام از مجازات قوىتر نيست [ تا اين معناى مجازى ( وجوب ) را بگيريم . در نتيجه بايد گفت معناى اين جملات ، مجمل است و ظهور در وجوب ندارند ] . [ به نظر ما ] ظاهرا رأى نخست [ - ظهور در وجوب ، صحيح ] است ، بلكه ظهور اينگونه جملهها در وجوب ، بيش از ظهور صيغهء امر در وجوب است ؛ [ زيرا در صيغهء امر ، مولى مىخواهد و مىطلبد كه عملى از بنده در خارج صورت گيرد ، ولى در اينگونه جملات ، مولى به قدرى مطلوب را مسلّم الاطاعه گرفته كه گويا بنده عمل را محقق ساخته است و تمام كرده و اكنون مولى از آن خبر مىدهد ] ، ولى پوشيده نماند ، جملههاى خبرىاى كه در آن مقام - يعنى مقام طلب - واقعاند ، در