تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
أنفسها حال الاستعمال في المعنى ، لا من اللفظ ، كما إذا استعمل فيها ، أو كان المراد من البطون لوازم معناه المستعمل فيه اللفظ ، و إن كان أفهامنا قاصرة عن إداركها . الثالث عشر إنه اختلفوا في أن المشتق حقيقة في خصوص ما تلبس بالمبدأ في الحال ، أو فيما يعمه و ما انقضى عنه على أقوال ، بعد الاتفاق على كونه مجازا فيما يتلبس به في الاستقبال ، و قبل الخوض في المسألة ، و تفصيل الأقوال فيها ، و بيان الاستدلال عليها ، ينبغي تقديم أمور :
شرح
معانى از ] لفظ باشد . به همانسان كه لفظ را در معانى استعمال مىكنند [ چرا كه اگر معانى هفت يا هفتادگانه ، مستقلا مراد باشد ربطى به استعمال لفظ در آنها ندارد تا سخن از استعمال در بيش از يك معنا به ميان آيد ] و يا ممكن است [ الفاظ قرآن تنها يك معنا و مستعمل فيه داشته باشند و ] مراد از بطون ، لوازم معناى مستعمل فيه لفظ باشد ، هرچند فهم و عقول ما از ادراك آن لوازم قاصر باشد [ كه در اين صورت نيز ربطى به استعمال در بيش از يك معنا ندارد ] .

سيزدهم : مشتق

اصوليون اختلاف‌نظر دارند كه آيا مشتق ، حقيقت است در خصوص ذاتى كه به مبدأ وحدت [ - صفت ] متلبس است [ مانند : كسى كه هم‌اكنون در حال سفر ( مسافر ) است ] ، يا از معنايى اعم از آن و از [ ذاتى كه مبدأ ] از آن منقضى شده است ، [ - صفت منقضى مانند فردى كه ديروز مسافر بود و هم‌اكنون مسافر نيست ] حقيقت مىباشد ؟ چند قول است ، البته همه اتفاق‌نظر دارند كه [ استعمال مشتق ] در ذات متلبس به حدث در زمان آينده ، [ مانند : فردى كه فردا به مسافرت مىرود ] مجاز است . پيش از غورسى مسأله ، و تفصيل اقوال وارد در آن ، و بيان استدلال هر يك از صاحبان اقوال بر قول خويش ، سزاوار است امورى پيش گفته شود :