الاتكال عليها . و كلاهما غير لائق بكلامه تعالى جل شأنه ، كما لا يخفى ، و ذلك لعدم لزوم التطويل ، فيما كان الاتكال على حال أو مقال أتي به لغرض آخر ، و منع كون الإجمال غير لائق بكلامه تعالى ، مع كونه مما يتعلق به الغرض ، و إلا لما وقع المشتبه في كلامه ، و قد أخبر في كتابه الكريم ، بوقوعه فيه قال اللّه تعالى
مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ .
و ربما توهم وجوب وقوع الاشتراك في اللغات ، لأجل عدم تناهي المعاني ، و تناهي الألفاظ المركبات ، فلابد من الاشتراك فيها ، و هو فاسد لوضوح امتناع الاشتراك في هذه
شرح
است كه از مولاى حكيم قبيح ] است ، و هيچيك از اين دو شايسته كلام خداوند متعال جلّ شأنه نيست . چنان كه پيداست [ پس اشتراك لفظى در قرآن وجود ندارد ] .
اين [ سخن ما - محال نبودن وقوع اشتراك در قرآن ] ، در جايى است كه تكيه بر قرائن حالى يا مقالى ، براى پيش نيامدن تطويل بلاطائل باشد ، [ يعنى با تكيه بر قرائن حالى يا مقالى مراد فهميده مىشود و كلام نيز طولانى نمىگردد اما گاهى ] اشتراك [ و به همراه آن قرينه ] را بخاطر غرضى ديگر مىآورند [ كه تطويل بلاطائل نيست بلكه تطويل مفيد است ] اينكه [ گفتهاند : ] مجمل بودن ، لايق كلام خداوند متعال نيست ، [ در پاسخ بايد گفت : ] اين سخن منع دارد . افزون بر اينكه اشتراك از چيزهايى است كه غرضى به آن تعلق مىگيرد [ مانند آنجا كه مصلحت ايجاب مىكند كه چيزى فعلا سربسته بماند و اين عين حكمت است ] ، و گرنه الفاظ مشتبه و مشترك در كلام خداوند واقع نمىشد ، در حالىكه خداوند ، خود در قرآن كريم ، به وقوع اشتراك خبر داده است ، آنجا كه مىفرمايد :مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ ، هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ ، وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ .