تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
و همان حقوق و تكاليفى را دارد كه ايشان دارند ، چه خوب بود كه او را يك تن از مسلمانان مىشمردند و برايش همان حقوقى را قائل مىبودند كه هرفرد مسلمان دارد و درباره‌اش احكامى را جارى مىساختند كه بر هرمسلمان و مؤمن جارى است . حتى به اين اندازه هم خوب بود كه نظر عثمان را درباره‌اش مىداشتند و مروان بن حكم را كه پيامبر اكرم او را لعنت شده و پسر لعنت شده خوانده است ، برتر از او مىشمردند . بالاتر از اينها ، كاش او را همرديف فرومايه‌ترين اعراب بيابانگرد و بىفرهنگ ، يا پست‌ترين طبقهء اصحاب فرو دست و كم‌مايه مىدانستند ، ولى دريغ كه چنين هم نكردند ! شما را به خدا بگوييد غير از على عليه السّلام كدام مسلمان والامقام يا فرومايه را هيجده هزار بار بر منابر لعنت فرستاده و دشنام گفته‌اند و هيچ‌كس لب به دفاعش نگشوده است ؟ شما را به خدا بگوييد غير از على عليه السّلام سرور دودمان پاك رسالت ، كدام مسلمان مقتدر و صاحب منصب يا بازارى و عادى بود كه براى دشنامش در هرنماز جمعه و جماعتى كه در شهرهاى عمدهء كشور اسلامى برگزار مىشده ، قانون وضع نمايند و تمام سخنرانىها و كنفرانسها را با بدگويىاش ختم كنند ، و هركس را كه از اين دستور و قانون سرباز مىزده ، تبعيد و آواره سازند ؟ جنيد بن عبد الرحمن بن عمرو مىگويد : از حوران به دمشق آمدم تا حقوقم را بگيرم . نماز جمعه را خواندم خواستم از مسجد بيرون آيم كه ديدم شيخى به نام ابو شيبه در آنجا براى مردم داستان تاريخى مىگويد . چون سخن از عذاب مىگفت و بيمناك مىشديم ، و از سختى كيفر مىگفت و گريان مىگشتيم . وقتى داستانش را به پايان برد ، گفت : مجلس خويش را با دشنام دادن به ابو تراب پايان دهيد . آنها هم ابو تراب را دشنام گفتند . رو به كسى كه سمت راستم نشسته بود ، گردانده پرسيدم : ابو تراب كيست ؟ گفت : على بن ابى طالب پسر عموى پيامبر خدا و دامادش و نخستين مردى كه اسلام آورد و پدر حسن و حسين . ابن عساكر پس از نوشتن اين واقعه مىگويد : جنيد اين كار را تقبيح كرد و سيلى محكمى بر صورت آن مرد نواخت ، و او به هشام بن عبد الملك شكايت برد و وى جنيد را به سند تبعيد كرد و در آنجا به حال تبعيد بود تا مرد . « 1 »
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر : 3 / 407 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 569 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى