تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
كمر بسته و خوارش گذاشته و با او به ستيز برخاسته‌اند ، تبرئه نمايند و در تبرئه و توجيه كارشان بگويند آنها مجتهد و صاحب تفسير و استنباط خاص خويش بوده‌اند و به همين جهت ، مستحق هيچگونه انزجار و اهانت و كيفرى نيستند ؟ بگوييد كداميك از فرزندان اسلام غير از زادهء كعبه ، پسر فاطمهء بنت اسد بوده است كه شيعه و پيروان و خاندان و دوستدارانش را در جامعه سزاوار دشنام بدانند و مستحق لعنت و قتل و اسارت و شكنجه و اهانت و حبس در سياهچال‌ها و زندانها و با آنان بدترين رفتارها را بكنند و دنيا را با همهء فراخىاش بر آنان تنگ گيرند ؟ نهايت حق‌كشى و بىانصافى اين است كه ابن حجر از موجودى مثل حكم بن ابى العاص - لعنت شده و تبعيدى پيامبر اكرم - به استناد صحابى بودنش دفاع كند و اجازه ندهد كسى او را به خاطر زشتكارى و گناه و جرايمش بد بگويد و محكوم سازد . « 1 » گستاخى در پايمال‌كردن حق اين است كه ابن حزم از عبد الرحمن بن ملجم - قاتل امير المؤمنين على عليه السّلام - به استناد اين حرف پوچ دفاع كند كه او مجتهدى بوده كه در استنباط حكم به اشتباه رفته است و به همين جهت ، اهانت و دشنام به عبد الرحمن بن ملجم را جايز نداند . « 2 » حق‌كشى تبهكارانه دفاعى است كه قاضى حسين شافعى از عمران بن حطان - مدح كنندهء ابن ملجم - مىنمايد ، دفاع از كسى كه در ستايش قاتل امير المؤمنين على بن ابى طالب چنين مىسرايد : - به‌به ! ضربه‌اى كه مرد پرهيزگارى زد و هيچ مقصودى جز اين نداشت كه خشنودى خداى متعال را به دست آرد . - هرگاه به يادش مىافتم ، مىبينم كه در ميزان خدا از همهء موجودات روى زمين پر ثواب‌تر است . قاضى حسين شافعى مىگويد : چون عمران بن حطان ، صحابى بوده لعنت كردنش جايز نيست « 3 » ، بىخبر از اينكه ابن حطان صحابى نبوده و مدتها پس از پيامبر اكرم متولد
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 251 . ( 2 ) . همان : 1 / 323 . ( 3 ) . الاصابة : 3 / 179 .