يكى از دو مايهء خير . « 1 » محمد بن حنفيه كسى است كه كثيّر عزّه در حضورش اين شعر را ميسرايد :
- تو پسر بهترين مردم پس از پيامبرى ، فرزند على ؛ راهپوى كه على را همتايى نيست . « 2 »
چگونه مىتوان چنين پندار و افسانهاى را به على عليه السّلام نسبت داد ، در حالى كه از چندين طريق روائى به اطلاع ما رسيده كه مىفرمايد : پيامبر خدا در حالى كه به سينهام تكيه زده بود ، به من فرمود : هان اى على ! آيا نشنيدهاى كه خداى متعال فرمود : كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى پسنديده كردند ، ايشان بهترين افراد روى زمينند ؟ « 3 » آنان تويى و شيعهات . جابر بن عبد اللّه انصارى نيز مىگويد : اصحاب پيامبر وقتى على حاضر مىشد ، مىگفتند : بهترين فرد روى زمين آمد . « 4 » علاوه بر مآخذ و مصادرى كه قبلا در اينباره ذكر شد ، ابن ابى حاتم آن را در تفسيرش ثبت كرده است ، و سيوطى مىنويسد : ابن ابى حاتم پاىبند اين است كه در تفسيرش صحيحترين روايات را بياورد و در همهء تفسيرش حتى يك روايت جعلى نياورده است . « 5 »
امير المؤمنين اگر ابو بكر را بهترين فرد مردم مىدانست ، چرا از بيعتكردن با او تا فاطمهء زهرا ، سلام اللّه عليها ، زنده بود ، خوددارى كرد ؟ و بنا به روايتى كه خود بخارى ثبت كرده ، خوددارى على عليه السّلام در دورهء حيات فاطمه عليها السّلام نزد مردم مقبوليتى تمام داشته است و در اين خوددارى ، بنى هاشم و ديگر بزرگان و متنفذان امت و مشاهير اصحاب با وى همداستان بودهاند . آيا در ميان ايشان كسى يافت نمىشد كه اين منزلت ابو بكر را درك كرده و شناخته باشد تا آنان را به ترك موضع مخالف برانگيخته به بيعت وادارد ؟ يا چرا امير المؤمنين على عليه السّلام فاطمهء زهرا را بر ستورى مىنشاند و شبها به انجمن انصار مىبرد تا از ايشان بر عليه بهترين انسان ! استمداد نمايد ؟ « 6 » و چرا در سقيفه طرفداران
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 2 / 57 و 3 / 22 ، 24 .
( 2 ) . طبقات ابن سعد : 5 / 79 .
( 3 ) . بيّنة 98 / 7 .
( 4 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 2 / 52 .
( 5 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 12 .
( 6 ) . الامامة و السياسة : 1 / 12 .