جز اسمش چيزى نمىدانسته است . آنگاه از او دربارهء محمد همدانى مىپرسيم و از شيخ و استاد حديثش كه نه او نام برده و نه ديگرى ، پندارى وجود نداشته و به دنيا نيامده است . دربارهء نعمان بن بشير مىپرسيم كه كيست و قدرش چيست ؟ او كه در دورهء جنگ صفين عليه امام خويش قيام كرده و در صف تجاوزگران بىسروپا جنگيده است ، همان كسى كه آن روزها قيس بن سعد انصارى خطاب به دو چنين معرفىاش نموده است : تو به خدا قسم دغلبازى گمراه و گمراهگرى . نعمان بن بشير نيز همان است كه به قيس بن سعد انصارى مىگويد : شما كه عثمان را خوار و بيدفاع گذاشتيد ، هرگاه على را نيز خوار و بيدفاع بگذاريد ، آن يك به اين يك سربهسر خواهد شد ، ولى شما حق را خوار گذاشته و باطل را يارى نمودهايد .
آيا اين على كه در روايت جعلى از او نامى آمده ، همان علىاى است كه عثمان به هنگام محاصره از او خواست به ينبع برود تا نه از دست او غم بخورد و نه او از دست وى ؟ آيا او همان كسى نيست كه گفته است : به خدايى كه جز او خدايى نيست ، من عثمان را نكشتهام و نه به قتلش تمايل نمودهام و نه از كشته شدنش ناراحت گشتهام ؟ و گفته است : نه قتلش را خوش داشتم و نه از آن بدم آمد ، نه دستورش را دادم و نه از آن برحذر داشتم ، نه از آن خوشم آمد و نه بدم ؟ همان كه در صفين به ياران و سپاهيانش گفته است : به نبرد كسانى بشتابيد كه بر سر خونخواهى كسى كه بار گناهان را بر دوش داشته ، مىجنگند . سوگند به آنكه دانه را بشكافت و آدمى را بيافريد ، او بار گناهانى را كه اينها تا به قيامت مرتكب شوند ، به گردن دارد ، در حالى كه اندكى از مسئوليت خود اينها نمىكاهد .
مگر همو به مردم مصر ننوشته است : به مردمى كه به خاطر خدا هنگامى كه در زمينش سر از قانونش پيچيده گشت و حقش پايمال شد ، به خشم آمدند آنگاه كه انحراف از اسلام بر نيكوكار و بدكار سيطره يافت . آيا وى همان كسى نيست كه حاضر نشد شهادت بدهد كه عثمان مظلومانه و به ناحق كشته شده است ؟ « 1 » و در نطق شقشقيه در برابر همه گفت : هنگامى كه سومين آن دارودسته به حكومت برخاست و شروع كرد به
هامش
( 1 ) . روايات تاريخى آن قبلا به نظرتان رسيد . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 69 - 77 .