تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
باد در گلو انداختن و لوليدن ميان اصطبل و آخورش . . . ! « 1 » وانگهى اگر چنين روايتى باشد ، ياران عثمان چه اهميتى مىتوانند داشته باشند ؟ يارانى مثل على بن ابى طالب عليه السّلام كه به هيچ وجه از او پشتيبانى نمىنمايند و او خود قادر نيست در هيچ موردى به آنان اتكا داشته باشد و مىبينيد كه در برابرشان دارد كشته مىشود و كلمه‌اى بر زبان نمىآورند و مىگذارند نعشش سه روز در مزبله بيفتد و باد بخورد و بعد با لباسهايش و بدون كفن در قبرستان يهوديان دفن شود و از هرسو به او پرخاش گردد و سنگ بر حاملان جنازه‌اش ببارد تا ترسان جنازه را در گودالى نهند و مشتى خاك بر آن ريزند و بگريزند . چه كسى ستمكارتر از آن است كه به خدا دروغ مىبندد تا از روى بىخبرى مردم را بفريبد « 2 » ، و خدا مىداند كه آنها حتما دروغگويند . « 3 » 50 - روايتى است كه مىگويد : عثمان بن عفان ديد شب ازدواج على ، رضى اللّه عنه ، با فاطمه ، رضى اللّه عنها ، زره على را مىخواهند به چهار صد درهم بفروشند . گفت : اين زره على قهرمان اسلام است ، هرگز نبايد فروخته شود . آن‌گاه چهارصد درهم به مستخدم على پرداخت و او را قسم داد كه جريان را به على نگويد ، و زره را همراهش برگرداند . چون عثمان صبحگاهان سر از خواب برداشت ، در خانهء خويش چهارصد كيسه يافت در هركيسه چهارصد درهم كه بر هريك نوشته شده بود : اين درهمى است كه خداى رحمان سكه زده براى عثمان بن عفان . فرشتهء وحى اين را به پيامبر اطلاع داد ، و پيامبر فرمود : گوارا بادت اى عثمان ! اين روايت را حلبى آورده است « 4 » و مىگويد در فتاواى جلال الدين سيوطى آمده كه از او دربارهء صحت اين روايت پرسيده‌اند و جواب داده كه آن صحت ندارد . وى راست گفته است ، زيرا خود روايت دلالت دارد بر اين‌كه دروغ است و جعلى . قبلا در بررسى يك سلسله روايت جعلى ديديم كه ابن درويش الحوت مىگويد : اين
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 7 / 81 . ( 2 ) . انعام 6 / 144 . ( 3 ) . توبة 9 / 42 . ( 4 ) . السيرة الحلبية : 2 / 228 .