منشأ همهء آنها فضيلتپردازى و بزرگنمايى اين و آن از روى نافهمى و بيخردى و بىانصافى است .
شايد آن جماعت معذور بودهاند كه در نقل و ثبت آن روايات آفتزده و عيبناك و بىاساس و جعلى كه در مدح و تمجيد عثمان و امثالش هست ، اعتنايى به آراء و نظريات حافظان و اساتيد فن حديث ننموده و چشم از همهء آن حقايق در مورد رجال و راويان آنها پوشيدهاند تا براساس آنها فضيلت و عظمتى براى تنى چند ببافند و مايهء هواخواهى آنان سازند و دليل روگردانى از جمعى و دودمانى ، زيرا اگر مىخواستند جز به روايت مسند و مستندى كه رجال ناقلش موثق و امين باشند و متنش با قرآن و خرد سازگار نمايد ، استناد نكنند و فضيلت را براى كسى جز به اتكاى روايت صحيح و مسلم ثابت ندانند و جعليات و روايات ياوه را به دور افكنند و آن بافتههاى پوچ و تنيدهء اوهام و اغراض را بهايى ندهند ، آن صفحات كه در تاريخ و حديث و شرح حال سياه كردهاند ، سفيد مىماند و تهى از هرستايش و مدح و تمجيد و افتخار و فضيلتى ، و اين براى آن جماعت گران مىآمد و با هواخواهى باطنىشان جور نمىبود و تعصبشان را اقناع نمىنمود ، پس چون شيطان كارهايشان را برايشان آراسته و پسنديده جلوه داده « 1 » ، به ستم و بهتان و دروغ مبادرت جستند « 2 » و با حرفهاى پوچ و بىاساس به مجادله برخاستند تا به وسيلهء آن حق را از بين ببرند « 3 » ، و مىپندارند كه متكى به چيزى استوار هستند ، هان ! اينها همان دروغگويانند . « 4 » بنگر كه چگونه استوار براى آنان بيان مىنماييم ، سپس بنگر كه چگونه بهتان مىبندند . « 5 »
هامش
( 1 ) . انفال 8 / 48 .
( 2 ) . فرقان 25 / 4 .
( 3 ) . مؤمن 40 / 5 .
( 4 ) . مجادلة 58 / 18 .
( 5 ) . مائدة 5 / 75 .