پشتش تازيانه خورده و صورتش سيلى و شكمش لگد ، و بر خاك افتاده بود . « 1 »
آيا پناه دادن او به كسى كه پيامبر اكرم تبعيد و لعنتش كرده ، از عدالت و راه راست دين بوده است ؟ يا اينكه با خويشاوندان اموىاش مال خدا را چنان مىخورده است كه شتر سبزهء نورس بهاره را ؟ يا اينكه مشاغل حساس و مهم دولتى را به افراد تبهكار و فاسد و نالايق مىسپرده ، يا اموال مسلمانان را به خويشاوندان زشتكارش مىبخشيده است : به فاسقى گستاخ يا به تبعيدى و ملعونى بدسيرت يا به جوانان خوشگذران و نابخرد قريش ، يا اينكه آنها را بر مردم مسلّط مىكرده و امور حكومت اسلامى و ادارهء تودههاى خلق را به آنان مىسپرده است ، در حالى كه مىدانسته كه پيامبر گرامى فرموده است : هركه عهدهدار يكى از امور حكومت اسلامى شود و بر مردم تحت حكومتش كسى را در حالى به منصب حكومتى بگمارد كه مىداند شايستهتر از وى هم يافت مىشود و داناتر از او به كتاب خدا و سنت پيامبرش ، به خدا و پيامبرش و همهء مؤمنان خيانت كرده باشد « 2 » ، و بنا بر روايت صحيحى كه حاكم نيشابورى از طريق ابن عباس آورده ، فرموده است : هر كس از ميان جماعتى شخصى را به يك كار دولتى بگمارد ، در حالى كه در ميان آن جماعت شخص ديگرى باشد كه از اولى بيشتر مايهء خشنودى پروردگار است ، به خدا و به پيامبرش و به مؤمنان خيانت كرده است . همو بنا بر روايت ديگرى كه از طريق ابو بكر آمده ، مىفرمايد : هر كسى عهدهدار يكى از امور مسلمانان شود و كسى را به خاطر نسبت خويشاوندىاش با خويش به كار حكومتى بگمارد ، لعنت خدا بر او خواهد بود ، و خدا از او به هيچ وجه نمىپذيرد تا او را به جهنم درآورد . « 3 »
آيا اذيت و اهانتكردن به بهترين شخصيتهاى امت اسلامى و بزرگان اصحاب بدون اينكه كوچكترين گناهى يا جرمى كرده باشند ، از عدالت و راه راست دين بوده است ؟ يا اينكه يكى از آنان را تبعيد كند تا در تبعيد و حال آوارگى بميرد ، و ديگرى در سياهچال زندان تحت شكنجه باشد ، و آن يك دشنام بشنود و خوار گردد و مورد شماتت دشمن
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 9 / 125 .
( 2 ) . مجمع الزوائد هيثمى : 5 / 211 .
( 3 ) . ازالة الخفاء : 1 / 16 .