و سرشكسته خاموش ماند و پس از دقايقى گفت : ابو بكر و عمر براى چنين مناسبتها و منبر رفتن گفتارى تهيه مىديدند ، اما من نه نطقى براى اين مناسبت تهيه ديدهام و نه گفتارى آماده نمودهام . بعدا مىآييم و صحبت مىكنيم . « 1 » كدام سخنران عرب اگر كلام اللّه مجيد را از بر باشد كه همه معنى و مطلب و رسايى و گويايى است ، احتياج به تهيهكردن نطق و سخن و فراهم آوردن مطلب پيدا مىكند ؟
اين آدم به قرآنى كه - بنابرآن روايت دروغين - در نمازش ختم مىكرد ، چرا عمل نمىكرد ؟ مگر در قرآنى كه مىخواند اين آيهء شريفه نيست : كسانى كه مردان و زنان مؤمن را بدون اينكه كارى كرده باشند ، اذيت مىكنند متحمل بهتان و گناهى آشكار مىشوند ؟ « 2 » يا مگر ابو ذر و عمار و ابن مسعود و جماعت نيكوكار و پاكدامنى نظيرشان در شمار مؤمنان نبودند كه آنهمه اذيتشان كرد با تبعيد و آواره ساختن و كتك و شكنجه و اهانت و به هروسيلهاى كه در اختيار داشت ؟ در آن قرآن مگر اين آيت نيست : كسانى كه پيامبر خدا را بيازارند ، به عذابى دردناك گرفتار خواهند شد ؟ « 3 » كه او با ارتكاب كار ناشايستش در شب وفات ام كلثوم پيامبر خدا را آزرد ، و با پناه دادن به كسى كه حضرتش طرد و لعن كرده بود ، و با تحقير و توهين اصحاب بزرگوارش و سرآمدشان پسر عموى پاكش على بن ابى طالب ، و با تبديل سنت وى و انحراف از آن ، موجبات رنجش حضرت را فراهم كرد .
آيا اين فرمايش الهى در آن نيست : خدا را اطاعت كنيد و پيامبر را و زمامدارانتان را فرمان بريد ؟ « 4 » كه او سر از فرمان خدا و پيامبرش پيچيد و قرآن و سنت را بارها پشت گوش افكند آن هم در مورد جمع و صرف اموال عمومى ، صدقات ، مالياتهاى اسلامى ، زكات ، توزيع عوايد ، نماز ، واگذارى املاك دولتى ، اوقاف ، حج ، نكاح و قانون جزاى اسلامى ؟ « 5 » مگر در آن حدود الهى به شرح در نيامده است ؟ يا اين فرمودهء پروردگار نيست : هركه پا از
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 163 ، 164 .
( 2 ) . احزاب 33 / 58 .
( 3 ) . توبة 9 / 61 .
( 4 ) . نساء 4 / 59 .
( 5 ) . در جلد هشتم بتفصيل از آن سخن رفت .