نيست . ازدى مىگويد : واقعا سست روايت است ، و دربارهء رواياتش حرفهاست .
احمد پيشواى حنبليان دربارهء او همان را مىگويد كه به ابو بكر مروزى - در جواب اينكه حسين بن على بن اسود چگونه كسى است - گفته است ، يعنى گفت : او را نمىشناسم . « 1 »
اكنون بايد از عبد الرحمن تيمى پرسيد : آيا وظيفه نداشتى كه اين مطلب را به پسر عمويت طلحة بن عبيد اللّه تيمى اطلاع دهى آنگاه كه بر صاحب اين فضيلت سخت گرفته و او را در فشار گذاشته بود ، تا آنجا كه مردم را عليه وى شوراند و به او اهانت كرد و ريختن خونش را روا ديد و او را تا دم مرگ تعقيب كرد و سپس نگذاشت نعشش را در گورستان مسلمانان دفن كنند ؟
بالاخره روى سؤال را بايد به عثمان گرداند و پرسيد : مگر در حجر به اندازهء تو جايى پيدا نمىشد كه عبد الرحمن را از جايش دور ساختى و جايش را گرفتى ؟ مگر رواست كسى را كه در محراب عبادت ايستاده با اشارهء پياپى دست ، از عبادت منصرف ساخت ؟
يا او را از جايش بر كنار كرد ؟ در حالى كه مىدانيم حق اقامت با پيش قدم است و آنكه زودتر آمده ، چنان كه در حديث شريفى از طريق جابر بن عبد اللّه انصارى آمده كه نبايد هيچكس از شما روز جمعه برادرش را از جا برخيزاند تا خودش بنشيند ، بلكه بايد بگويد : لطفا جا برايم باز كنيد . « 2 » از طريق ابن عمر هم آمده است كه هيچكس نبايد ديگرى را از جايش برخيزاند و بر جاى او بنشيند ، بلكه بايد جا براى يكديگر بگشاييد و به هم جا بدهيد . ابن جريح مىگويد : چون اين حديث بشنيدم ، پرسيدم :
مقصود روز جمعه است ؟ گفت : جمعه و غير جمعه . « 3 » مسلم اين حديث را به اين عبارت آورده است : هيچكس از شما نبايد كسى را از جايش برخيزاند و خود بر جايش بنشيند ، و نيز به اين عبارت : هيچكس از شما نبايد برادرش را از جايش برخيزاند و بعد خود بر جايش بنشيند . نووى مىگويد : اين نهى به منظور تحريم است . بنابراين ، كسى كه
هامش
( 1 ) . رك : تهذيب التهذيب : 2 / 243 .
( 2 ) . صحيح مسلم : 7 / 10 .
( 3 ) . صحيح مسلم : 7 / 10 ؛ مسند احمد حنبل : 2 / 22 ؛ صحيح البخارى : 2 / 94 .