تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
متروك و مطرود است . جوزجانى مىگويد : غير قابل‌اعتماد است . « 1 » به اين روايت دروغين بايد روايت دروغين ديگرى را ضميمه و ملحق ساخت ، آن را كه ابن عدى از طريق زيد بن حريش از عمرو بن صالح ، قاضى رامهرمز ، از عمرى ، از نافع ، از ابن عمر ، رضى اللّه عنهما ، از پيامبر آورده كه فرمود : ما عثمان را به پدرمان ابراهيم تشبيه مىنمائيم . ذهبى دربارهء اين روايت مىگويد : واقعا نادرست و بيگانه است . ابن عدى پس از نوشتن اين روايت دربارهء عمرو بن صالح - از راويان اين روايت - مىگويد : او غير از اين هم رواياتى دارد كه قابل اخذ و پيروى نيست . 41 - بلاذرى روايتى ثبت كرده است از حسين بن على بن اسود ، از عبد الرحمن كه مىگويد : در حجر به عبادت ايستادم و با خود گفتم كه امشب نمىگذارم ديگرى جايم را بگيرد . بعد مردى از پشت سرم آمد و با دست بر شانه‌ام زد . رو برنگرداندم ، دوباره دست بر شانه‌ام زد . رو برنگرداندم و براى سومين بار دست بر شانه‌ام زد . وقتى رو برگرداندم ، ديدم عثمان است . از حجر به يك سو رفتم تا او ايستاد و قرآن را در يك ركعت خواند و راه خويش در پيش گرفت . « 2 » اين را ابو نعيم نيز با سند ذكر كرده است به اين عبارت : عبد الرحمن مىگويد : با خود گفتم امشب را در مقام خواهم گذراند . پس چون نماز شام بگذاشتم ، رهسپار مقام گشتم و به عبادت ايستادم . در حالى كه به عبادت ايستاده بودم ، مردى دستش را بر شانه‌ام نهاد ، ديدم عثمان بن عفان است . آنگاه وى از اول تا آخر قرآن را خواند و سپس به ركوع و سجده رفت و بعد كفشش را برداشت و به راه افتاد نمىدانم پيش از آن هم نماز خوانده بود يا نه . « 3 » دربارهء راوى اين فضيلت بايد از علماى رجال پرسيد . حافظ ابن عدى مىگويد : حسين بن على بن اسود حديث مىدزديده است و رواياتى كه او نقل كرده ، قابل پيروى
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال : 2 / 281 ؛ لسان الميزان : 4 / 353 . ( 2 ) . انساب الاشراف : 5 / 7 . ( 3 ) . حلية الاولياء : 1 / 56 ، 57 .