مىگويند : سكن بن مغيرهء اموى بصرى ( آزاد شدهء خانوادهء عثمان ) از وليد بن ابى هشام بصرى ، از فرقد بن ابى طلحه ، از عبد الرحمن بن ابى خباب « 1 » سلمى بصرى روايت كرده كه مىگويد : پيامبر در نطقى مردم را به تدارك سپاه تنگدستى تشويق كرد . عثمان گفت : من يكصد شتر را با پالان و ساز و برگش تعهد مىكنم . پيامبر دوباره به تدارك خواند . عثمان گفت : يكصد شتر ديگر با پالان و ساز و برگش به عهدهء من . پيامبر دگر بار به تدارك برانگيخت . عثمان گفت : يكصد شتر ديگر با پالان و ساز و برگش به عهدهء من . ديدم پيامبر در حالى كه با دست اشاره مىكرد ، فرمود : عثمان از امروز به بعد هرچه بكند ، عليه او نوشته نخواهد شد . « 2 »
اين صحابى بصرى كه از راويان آن روايت است ، ناشناخته است و از او اثرى جز همين روايت نيست ، و هيچكس از وضع و شرح حالش خبرى ندارد به غير از جعل همين روايت ، و چنان كه ابن عبد البر در الاستيعاب و ابن حجر در الاصابة تصريح كردهاند ، وى از پيامبر اكرم جز همين نطق ادعايى را نقل نكرده و اين را هيچ صحابىاى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نشنيده است .
وانگهى كسى كه در انتهاى سند نامش آمده كيست ؟ فرقد بن طلحه كدام است ؟ كى به دنيا آمده و كجا و چه وقت زندگى كرده و شرح حالش چيست ؟ ابن مدينى جواب داده است و مىگويد : نمىدانم كيست . « 3 »
ديگرى حجاج بن نصير است . مگر ممكن است يكى از پيشوايان علم حديث يا حافظان حديث اين شخص را نشناسند و ندانند علماى رجال دربارهاش چه گفتهاند و چگونه او را مورد حمله و انتقاد قرار داده و محكوم كردهاند ؟ ابن معين مىگويد : ضعيف است . على بن مدينى مىگويد : رواياتش را دور انداختهاند و مردم چيزى از او نقل نمىكردند . نسائى مىگويد : ضعيف است ، و نيز مىگويد : مورد اعتماد نيست و رواياتش
هامش
( 1 ) . چنين نوشته شده ، اما درست عبد الرحمن بن خباب است .
( 2 ) . مسند احمد حنبل : 4 / 75 ؛ حلية الاولياء : 1 / 58 .
( 3 ) . تهذيب التهذيب : 7 / 264 .